تبليغاتX
شیمی نی ریز
شیمی نی ریز
مدرسه وب ، ماکرومديا قالب هاي وبلاگ آماده دايرکتوري وبلاگ هاي ايرانيان پرشين وبلاگ

دستمال شعله آور

 

C2H5OH  + O2   -------------    2 CO2 + H2O

حدود 75 میلی لیتر از یک محلول 50:50 آب- اتانول را در یک بشر 250 میلی لیتری بریزید. یک دستمال کتانی (نخی) را در آن قرار دهید تا محلول را خوب جذب کند . دستمال را با یک انبر دسته بلند بگیرید و آتش بزنید چراغ ها را خاموش کنید واجازه دهید دستمال تا حدود 30 ثانیه بسوزد شعله را خاموش کنید. دستمال نسوخته و سالم مانده است.

آتش سبز رنگ

 4گرم فلز روي را در يك شيشه كوچك بريزيد. در يك شيشه بزرگتر يا يك لوله آزمايش 4 گرم  NH4NO3 و يك گرم NH4CL  و نيم گرم BaNO3)  بريزيد. درست در زمان اجراي نمايش گرد روي را به شيشه بزرگتر بيفزائيد و درب آن را بگذاريد وبه شدت تكان دهيد تا كاملاً مخلوط شوندمخلوط خاكستري رنگي به وجود مي آيد ان را بر روي يك سطح نسوز ريخته و به صورت كپه اي در آوريد و چند قطره آب روي آن بپاشيد (اين كار را مي توانيد با تكان دادن انگشتان خيس انجام دهيد) آتش سبز رنگي خود به خود فوران مي كند.

 

لینک


تجزیه عنصری

 

تجزیه عنصری،تفکیک مخلوط ترکیبات آلی

    مقدمه:

تفكيك مخلوط تر كيبات آلي:

در شناسايي تركيبات آلي شيميدان كمتر به يك جسم خالص برخورد مي كند بلكه اكثرا جسم با محصولات فرعي و مواد اوليه مخلوط است.گرچه با وجود روش هاي جديد تفكيك بخصوص روشهاي كروماتوگرافي جدا كردن تركيب خالص از گذشته آسانتر است با اين حال نبايد اهميت روشهاي كلاسيك را ناديده گرفت.

اساس كلي روشهاي كه اغلب براي جدا كردن مخلوط هاي آلي به كارمي رود استفاده از قطبيتي است كه در اجزاي يك مخلوط وجود دارد يا در آن ايجاد مي شود.اين اختلاف تقريبا در تمام روشهاي تفكيك از جمله تقطير –تبلور مجدد-استخراج و كروماتوگرافي به كار مي آيد.بزرگترين قطبيتي كه تفكيك را ساده تر مي كند اختلافي است كه در قطيبت نمكها و مواد آلي غير قطبي وجود دارد.هر گاه يك يا چند جزاز يك مخلوط قابل تفكيك به نمكهاي مربوط باشند به سهولت مي توان آن اجزا را به كمك استخراج يا تقطير به طور كامل از اجزاي غير قطبي جدا كرد.

تجزيه كيفي آلي به روش كلاسيك:

اين تجزيه شامل 6 مرحله ي اساسي است كه در زير آرده شده است:

1)آزمايش مقدماتي خواص فيزيكي و شيميايي

2)اندازه گيري ثابت هاي فيزيكي

3)تجزيه عنصري

4)آزمايشهاي مربوط به حلاليت

5)آزمايشهاي مربوط به گروه بندي(فعاليت عوامل مختلف غير از واكنشهاي اسيدو باز)

6)تهيه مشتق ها

اين روش بسيار با ارزش است.با اين روش معمولا مي توان يك تركيب آلي شناخته شده را نسبت به يك تركيب معدني با اطمينان بيشتري تشخيص داد.

در ادامه به شرح مورد سوم(تجزيه عنصري) مي پردازيم.

تجزيه عنصري

عنا صر متداول موجوددرتركيبات آلي كر بن هيدروژن واكسيژن مي باشد گاهي عناصر ديگري نظير نيتروژن- گوگرد-اكسيژن و هالوژن هاهم درآنها يافت مي شوند .

براي اكسيژن آزمايش ساده اي وجود نداردو عناصر ديگر با پيوند كوالانسي در اتصال هستندو بنابراين با آزمايش هاي يوني معمولي مستقيما جواب نمي دهند.ولي اگر جسم آلي مجهول با سديم مذاب ذوب شود در اگثر موارد طوري تركيب مي شود كه NوSوXآن به يونهاي CNوSوCNSوXتبديل مي شود.پس از آنكه سديم اضافي دقيقا از بين برده شد محلول آبي را كه محتوي اين يونهاست به روش معمولي معدني تجزيه مي كنند.توضيح كامل تري در اين مورد وجود دارد كه در زير به آن مي پردازيم.

 كربن هيدروژن واكسيژن

براي اثبات وجود كربن و هيدروژن نمونه رابا پودر خشك مس(II) اكسيد حرارت داده كه منجر به ايجاد كربن دي اكسيد وآب مي شود . حضور كربن در نمونه با عبور دادن گاز هاي ايجاد شده از درون محلول با ريم يا كلسيم هيدروكسيد مشخص نمي شود كه دراين صورت رسوب كربنات مربوطه حاصل مي شود . هيدروژن را مي توان با ايجاد قطره هاي آب متراكم شده روي قسمت بالايي لوله تشخيص داد . هيچ آزمايش كيفي براي اثبات وجود اكسيژن در تركيبات آلي وجود ندارد براي تعيين اكسيژن بايد تجزيه كمي صورت بگيرد .دراين روش اگر اگر مجموع درصد تمام عناصر تشكيل دهنده تركيب كمتر آن تا 100 مربوط به در صداكسيژن است .

نيتروژن گوگرد و هالوژن ها

تشخيص كيفي اين عناصر در تركيبات آلي مشكل تراز آنها در تركيبات معدني است . زيرا اكثر تركيبات آلي در حالت محلول درآب به مقدار قابل ملاحظه اي يونيزه نمي گردند.از آنجا كه آزمايشهاي تجزيه كيفي براساس واكنش هاي يوني مي باشند انها را نمي توان مستقيما براي تركيبات آلي به كار گرفت.به عنوان مثال سديم كلريد يا سديم برميد با محلول آبي نقره نيترات به مقدار قابل توجهي رسوب هاليد هاي نقره را ايجاد مي نمايند در حاليكه كربن تترا كلريد –برومو بنزن و اغلب هاليدهاي آلي در هنگام واكنش با محلول آبي نقره نيرات رسوب هاليد نقره را ايجاد نمي نمايند زيرا در آنها به ميزان يون هاليد در محلول توليد نمي شود.

در اين حالت براي تشخيص كيفي لازم است كه ابتدا عناصر نيتروژن-گوگرد-و هالوژن ها را به تركيبات يونيزه شونده تبديل نمود.يكي از متداول ترين اين روش هاجهت انجام اين تبديل ذوب كردن نمونه با فلز سديم است كه با انجام آن عناصر ذكر شده به تركيبات سديم سيانيد-سديم سولفيدو سديم هاليد تبديل مي شوند.سپس آنيون هاي حاصل را مي توان توسط آزمايش هاي معمول معدني شناسايي نمود.واكنش ذوب با سديم به صورت زير مي باشد:

 در مواردي كه سديم به مقدار كافي به كار برده نشود و ماده مورد نظر داراي گوگرد ونيتروژن (هردو)باشد گاهي تفكيك به خوبي صورت نمي گيرد واين دو عنصر به صورت تركيب NaSCNظاهر مي گردند.براي شناسايي اين تركيب از كلرو فرميك10درصد استفاده مي شود.

  تجزیه کیفی مواد آلی به روش ذوب قلیایی جهت تشخیص نيتروژن، گوگرد و هالوژنها

برای تشخيص اين عناصر در ترکيبات آلی ابتدا بايد آنها را به ترکيبات معدنی يونيزه تبديل کرد سپس شناسايی نمود. اين تبديل ممکن است به روشهای مختلف صورت گيرد ولی بهترين روش ذوب ترکيبات با فلز سديم است. در اين روش سيانيد سديم (NaCN)، سولفيد سديم (Na2S) و هاليد سديم (NaX) تشکيل ميشود که به آسانی قابل تشخيص هستند.

معمولا سديم به مقدار اضافی به کار برده ميشود. در غير اينصورت اگر گوگرد و نيتروژن هردو وجود داشته باشند. احتمالا تيوسيانات سديم (NaSCN) تشکيل ميشود. در اين صورت در تشخيص نيتروژن به جای آبی پروس رنگ قرمز مشاهده ميشود زيرا بجای يون (CN-)، يون (SCN-) خواهيم داشت. اما با سديم اضافی تيوسيانات تشکيل شده تجزيه ميشود و جواب درست به دست می آيد.

مخلوط حاصل آب اضافه کرده مخلوط قليايی را صاف نموده و سپس به آن (FeSO4) اضافه کنيد در اين صورت فروسيانيد سديم تشکيل ميشود.

 وقتی محلولهای قليايی نمکهای فروی بالا جوشانده ميشود بر اثر اکسيژن هوا کمی يون فريک تشکيل ميشود. (بر اثر سولفوريک اسيد رقيق هيدروکسيدهای فرو و فريک تشکيل شده حل ميشوند) فروسيانيدها با نمک فريک تشکيل فروسيانيد فريک (آبی پروس) ميدهند.

 برای اسيدی کردن محيط نبايد از (HCl) استفاده کرد زيرا به علت تشکيل (FeCl6) رنگ زرد در محيط ايجاد ميشود و به جای آبی پروس رنگ سبز ظاهر ميشود. به همين دليل کلريد فريک نيز نبايد اضافه شود. همانطوری که قبلا ذکر شده است بر اثر اکسيداسيون به وسيله هوا در محيطهای قليايی گرم به مقدار کافی يونهای فريک تشکيل ميشود بنابراين نيازی به افزايش يون فريک نيست، افزايش مقدار کمی محلول رقيق فلوئوريد پتاسيم ممکن است به تشکيل آبی پروس در محلول که به آسانی قابل صاف شدن است کمک نمايد (Fe3+ با F- توليد FeF63- ميکند که پايدار است و باعث خارج شدن Fe3+ از محيط عمل ميشود).

گوگرد به صورت يون سولفيد را ميتوان به وسيله استات سرب و استيک اسيد و يا به وسيله پلمبيت سديم (محلول قليايی استات سرب) به صورت رسوب سولفيد سرب (PbS) سياه رنگ تشخيص داد.

برای تشخيص يونهای هالوژن (Cl, Br, I) از اثر محلول نيترات نقره در محيط اسيد نيتريکی استفاده ميشود در اين صورت هاليد نقره به صورت رسوب حاصل ميشود.

 بخش عملی (ذوب قليايي)

احتياط: (به هنگام کار عينک محافظ فراموش نشود) در يک لوله آزمايش کاملا خشک (حدود 150 در 12 ميليمتر غير پيرکس) يک تکه سديم کوچک تميز به ابعاد تقريبی 4 ميليمتر بيندازيد (سديم را به وسيله کاردک تميز و خشک برداريد) و لوله را با گيره بگيريد و ته لوله را با شعله کوتاه به ملايمت حرارت دهيد تا سديم در داخل لوله ذوب شده و به صورت دود سفيد در آيد و بخارات تا ارتفاع حدود 2 سانتی متر بالا رود، سپس لوله را از شعله دور کرده و به آن چند ذره جسم جامد (حدود 20 ميلی گرم) يا حدود سه قطره مايع مورد آزمايش (ترجيحا طی چند نوبت) طوری اضافه کنيد که مستقيما در ته لوله و بر روی دود سفيد سديم ريخته شود (دقت کنيد ممکن است انفجار کوچکی رخ دهد بنابر اين اين آزمايش را حتما زير هود و تحت نظر مربی آزمايشگاه انجام دهيد) و بعد بتدريج لوله را تا سرخ شدن گرم کنيد (احتياط: موقع حرارت دادن، دهانه لوله را به طرف خود يا فرد ديگری نگيريد) سپس لوله داغ را داخل يک بشر کوچک حاوی 10 ميلی ليتر آب مقطر وارد کنيد تا بشکند. مخلوط را تا جوش حرارت داده و سپس صاف کنيد محلول صاف شده بايد زلال و قليايی باشد. در صورتيکه تيره باشد، احتمالا تجزيه ناقص بوده و ذوب قليايی بايد دوباره تکرار شود.

روش ديگر استفاده از لوله آزمايش پيرکس است. در اين روش مطابق بالا عمل کنيد اما پس از ذوب قليايی اجازه دهيد لوله سرد شود و سپس 3 الی 4 ميلی ليتر متانول به آن اضافه کنيد تا سديم اضافی را تجزيه کند سپس بر روی آن آب مقطر بريزيد تا نصف لوله پر شود و برای چند دقيقه به ملايمت بجوشانيد. سپس مخلوط را صاف نموده و بر روی محلول آزمايشات زير را انجام دهيد.

 شناسايی نيتروژن

حدود 1 ميلی ليتر محلول صاف شده را در يک لوله آزمايش ريخته و به آن کمی سولفات فرو اضافه کنيد و محلول را به آرامی و همراه با تکان دادن تا نقطه جوش حرارت دهيد و سپس بدون سرد نمودن محلول را با اسيد سولفوريک رقيق اسيدی کنيد(PH=13) رسوب يا رنگ آبی پروس دليل بر وجود نيتروژن است. افزودن 1 ميلی ليتر محلول 5% فلوئوريد پتاسيم برای تشکيل آبی پروس مفيد است.

 شناسايی گوگرد

الف) استفاده از استات سرب: در حدود 1 ميلی ليتر محلول زير صافی را در يک لوله آزمايش ريخته و با استيک اسيد اسيدی کنيد. حال به محلول حاصل چند قطره استات سرب اضافه کنيد. ايجاد رسوب سياه رنگ سولفيد سرب دليل بر وجود گوگرد در ماده آلی است.

ب) استفاده از پلمبيت سديم: ابتدا محلول پلمبيت سديم را به اين صورت تهيه کنيد. به چند قطره محلول استات يا نيترات سرب قطره قطره محلول سود 10% اضافه کنيد تا ابتدا رسوب سفيد تشکيل شده سپس در زيادی سود حل شود و محلول زلالی به دست آيد. در حدود 1 ميلی ليتر محلول زير صافی را در يک لوله آزمايش ريخته و حدود يک ميلی ليتر محلول پلمبيت سديم به آن اضافه کنيد. تشکيل رسوب سياه رنگ PbS نشانه وجود گوگرد در جسم مورد آزمايش است.

 شناسايی هالوژنها

آزمايش نيترات نقره

اگر در ساختمان ماده آلی نيتروژن يا گوگرد حضور داشته باشد با افزايش نيترات نقره به محلول اسيدی تهيه شده از ذوب قليايی علاوه بر هاليد نقره، رسوب سفيد AgCN يا رسوب Ag2S نيز تشکيل ميشود که مزاحم عمل تشخيص هالوژنها هستند بنابراين قبل از رسوب دادن AgX بايد گوگرد و نيتروژن را از محيط عمل خارج سازيد، بدين طريق که به آن اسيد نيتريک غليظ افزوده و محلول حاصل را بجوشانيد تا بر اثر تبخير حجم آن به نصف تقليل داده شود، سپس آنرا سرد کرده و با حجم مساوی آب مقطر رقيق کنيد. سپس بر روی آن آزمايشات زير را انجام دهيد، اگر گوگرد و ازت وجود نداشته باشد نيازی به عمل فوق نيست.

الف) اگر در جسم آلی يک نوع هالوژن وجود داشته باشد حدود 2 ميلی ليتر از محلول زير صافی را در يک لوله آزمايش بريزيد و با اسيد نيتريک رقيق آنرا اسيدی کرده مقداری محلول نيترات نقره اضافه کنيد، رسوب تشکيل شده مشخص کننده نوع هالوژن خواهد بود، مايع رويی را بر اثر سرازير کردن جدا کنيد و به رسوب محلول رقيق آمونياک اضافه نمائيد اگر رسوب سفيد بوده و به خوبی محلول در آمونياک رقيق باشد نشانه کلر، و اگر زرد کمرنگ و به سختی محلول در آمونياک باشد (کم محلول باشد) نشانه برم، اگر زرد پر رنگ و تقريبا نا محلول در آمونياک باشد نشانه وجود يد در جسم آلی است.

 ب) اگر مخلوط چند هالوژن وجود داشته باشد:

 شناسايی يد

2 ميلی ليتر از محلول زير صافی را در يک لوله آزماش بريزيد و با مقداری استيک اسيد خالص (گلاسيال)، آنرا اسيدی کنيد و سپس به آن حدود يک ميلی ليتر تتراکلريد کربن بيفزائيد و قطره قطره محلول نيتريت سديم ضمن تکان دادن شديد لوله آزمايش اضافه کنيد رنگ بنفش يا ارغوانی که در لايه آلی (CCl4) تشکيل ميشود نشانه حضور يد است.

 پس از تشخيص يد از محلول همين لوله آزمايش برای تشخيص برم استفاده کنيد. بدين طريق که مجددا مقداری محلول نيتريت سديم افزوده و مقدار جزئی گرم کنيد. بعد شديدا تکان دهيد و صبر کنيد تا دو لايه از هم جدا شوند، لايه رويی را در لوله آزمايش تميز ديگری بريزيد و لايه بنفش رنگ تتراکلريد کربن را دور بريزيد. به لايه رويی که در لوله آزمايش تميز ريخته بوديد يک ميلی ليتر تترا کلريد کربن اضافه کنيد و قطره قطره محلول 20% نيتريت سديم بيفزائيد و در ضمن افزايش لوله را تکان دهيد اگر باز هم لايه زيری رنگی شد محلول سديم نيتريت بيشتری ريخته و پس از تکان دادن و سپس جدا شدن دو لايه لايه رويی را به لوله آزمايش ديگری منتقل کنيد و لايه زيری را دور بريزید و بر روی لايه رويی اين عمل را آنقدر تکرار کنيد تا ديگر لايه رنگی ايجاد نشود، در اين صورت ديگر در محلول شما يد وجود ندارد. حال بر روی اين محلول آزمايش تشخيص برم انجام دهيد. (توجه کنيد که اگر در ابتدای آزمايش رنگ بنفش ظاهر نشود نشانه عدم حضور يد در محلول است و بنابر اين نيازی به استخراج يد نيست و از همان ابتدا ميتوان برای تشخيص برم عمل کرد).

 شناسايی برم

محلول اسيدی فوق را زير هود حرارت دهيد تا ديگر بخارات NO خارج نشود، سپس سرد کنيد. محلول را با استيک اسيد گلاسيال به شدت اسيدی کرده و مقدار کمی از دی اکسيد سرب PbO2 اضافه نمائيد. يک تکه کاغذ صافی آغشته به محلول فلورسئين را در بالای دهانه لوله آزمايش به دور دهانه چسبانده و حرارت دهيد (کاغذ آغشته به فلورسئين به رنگ زرد ليمویی است) دی اکسيد سرب در محلول استيک اسيد توليد استات سرب ميکند که HBr و HI را اکسيد ميکند ولی عملا تحت شرايط فوق بر HCl اثری ندارد.

(1) ائوسين (قرمز رنگ) و (2) فلوئورسئين (زردرنگ)

 چون در داخل لوله آزمایش يد وجود ندارد اگر کاغذ آزمايش فلورسئين به رنگ صورتی در آيد نشانه وجود برم در جسم آلی است (البته بايد توجه داشت که يد نيز چنين جوابی ميدهد بنابر اين بايد ابتدا يد را کاملا از محيط عمل خارج ساخت و سپس آزمايش مربوط به برم را انجام داد) برای تشخيص کلر از محتويات همين لوله استفاده ميکنيم

 شناسايی کلر

اگر در آزمايش بالا کاغذ آزمايش فلورسئين به رنگ صورتی در نيايد دليل آن است که در جسم مورد نظر برم شرکت ندارد در اين صورت لوله آزمايش را با کمی آب مقطر بشوئيد و محلول حاصل را صاف کنيد و به محلول زير صافی محلول رقيق اسيد نيتريک و نيترات نقره اضافه کنيد تشکيل رسوب سفيد کلوئيدی نشانه وجود کلر است اما اگر در آزمايش قبل کاغذ آزمايش فلورسئين به رنگ صورتی در آيد، عمل حرارت دادن را آنقدر ادامه دهيد تا ديگر کاغذ آزمايش فلورسئين را به رنگ صورتی در نياورد (در صورت لزوم مجددا کمی PbO و CH3COOH اضافه کنيد) البته اين آزمايش را ميتوان بر محلول اوليه حاصل شده از ذوب قليايی نيز انجام داد که در اين صورت برم و يد هردو از محيط عمل خارج ميشوند در اين حالت حرارت را قطع کنيد. پس از سرد شدن محلول محتويات آنرا با کمی آب مقطر بشوئيد و صاف کنيد و به محلول زير صافی محلول رقيق اسيد نيتريک و نيترات نقره اضافه کنيد تشکيل رسوب سفيد نشانه وجود کلر در جسم آلی است در اينجا برای انحلال اين رسوب سفيد نميتوان از آمونياک استفاده کرد، و اگر به محلول کلوئيدی فوق آمونياک اضافه کنيد مقدار رسوب سفيد زيادتر خواهد شد. چرا؟ (ياد آوری: اگر يد و برم قبلا بطور کامل خارج نشده باشند، مقدار جزئی آنها نيز رسوب تقريبا سفيد ايجاد خواهد کرد که با رسوب سفيد کلريد نقره قابل اشتباه خواهد بود)

 روش تشخيص هالوژنها با استفاده از آب کلر

اگر مخلوطی از هالوژنها داشته باشيد برای تشخيص هر يک از آنها با آب کلر مطابق زير عمل کنيد:

مقدار 2-1 ميلی ليتر از محلول زير صافی حاصل از ذوب قليايی را به وسيله اسيد کلريدريک رقيق اسيدی کنيد و يک ميلی ليتر تتراکلريد کربن و سپس يک قطره آب کلر رقيق اضافه کنيد (به وسيله اسيدی کردن محلول 10% NaCl با 2/0 حجمش HCl رقيق محلول آب کلر تهيه کنيد) اين محلول را به شدت تکان دهيد اگر يد وجود داشته باشد فاز تتراکلريد کربن (فاز زيری) برنگ ارغوانی در می آيد اگر افزايش آب کلر ادامه يابد رنگ ارغوانی ابتدا شديد تر شده و سپس رو به کاهش می گذارد و بالاخره ناپديد ميگردد (اکسيد شدن يد رنگی به يدات بي رنگ).

اگر در اين آزمايش برم وجود داشته باشد لايه زيری به رنگ قهوه ای يا قرمز ظاهر ميشود که با افزايش کلر اين رنگ ناپديد نخواهد گشت. بروش فوق نميتوان کلررا در جسم آلی تشخيص داد.

 تعیین فرمول مولکولی مواد آلی   

   مقدمه

قبل از تلاش برای تعیین ساختمان یک ماده آلی مجهول از طریق طیف گیری ، می‌توان مشکل را با تعیین فرمول مولکولی ماده قدری ساده‌تر کرد. در این مقاله این موضوع را بررسی می‌کنیم چگونه فرمول مولکولی یک ترکیب ، تعیین گردیده و چطور می‌توان از آن فرمول ، اطلاعاتی برای ساختمان ماده بدست آورد.

 تجزیه عنصری و طرز محاسبات

روش قدیمی تعیین فرمول مولکولی یک ماده مستلزم سه مرحله است. اولین مرحله ، انجام آنالیز (تجزیه کیفی عنصری برای یافتن نوع اتمهای موجود در مولکول است. مرحله دوم ، انجام آنالیز کمی عنصری برای یافتن تعداد نسبی انواع مختلف اتمها در مولکول است. این عمل منجر به یافتن فرمول تجربی می‌گردد. مرحله سوم ، شامل تعیین جرم مولکولی یا تعیین وزن مولکولی است که وقتی آن را با فرمول تجربی در هم آمیزیم، تعداد واقعی اتمهای موجود در مولکول را نشان خواهد داد و نتیجه حاصل ، فرمول مولکولی خواهد بود.

 تعیین فرمول تجربی

تقریبا تمام مواد آلی ، دارای کربن و هیدروژن هستند. در اکثر حالتها ، تعیین این که آیا این عناصر موجودند یا خیر ، واجب و لازم نیست. ولی اگر ضرورت ایجاب کند که وجود آن دو را به اثبات رسانیم، می‌توان ماده مجهول را در حضور اکسیژن سوزاند. اگر احتراق ماده ، انیدریک ایجاد کند، پس در ماده مجهول کربن موجود بوده است و اگر آب ایجاد شد، می‌بایست اتمهای هیدروژن در ماده وجود داشته باشند.

 یادآوری این نکته ضروری است که هیچ روش مستقیم مناسبی برای تعیین وجود اکسیژن در یک ماده وجود ندارد، به این دلیل است که در آنالیز کیفی از اکسیژن نامی برده نمی‌شود. نیتروژن ، کلر ، برم ، ید و گوگرد را می‌توان به آزمایشی مشابه آزمون ذوب سدیم شناسایی کرد.

 برای تعیین دقیق کربن و هیدروژن موجود در یک ماده مجهول ، به یک آنالیز کمی نیاز است. در عملیات آزمایشگاهی تجاری مکررا این تجزیه را انجام می‌دهند. روش تعیین مقادیر کربن و هیدروژن در یک ماده ، مبتنی بر احتراق آن برای تولید انیدریک کربنیک و آب است. در تجزیه کمی ، انیدریک کربنیک و آب را جمع‌آوری کرده و سپس وزن می‌کنیم. روش‌هایی نیز برای تعیین مقادیر گوگرد ، نیتروژن و هالوژنهای موجود در ترکیب در دسترس هستند.

 تعیین جرم مولکولی

یک مرحله در تعیین فرمول مولکولی یک ماده ، تعیین وزن یک مول از آن ماده است. این عمل به طرق مختلفی صورت می‌گیرد. بدون در دست داشتن جرم مولکولی یک مجهول ، کسی قادر نیست بگوید فرمول تجربی که مستقیم از تجزیه عنصری تعیین گشته ، آیا فرمول حقیقی ماده بوده یا این که این فرمول باید در عددی ضرب شود تا فرمول مولکولی واقعی جسم مجهول مشخص گردد.

 استفاده از طیف سنج جرمی

در یک آزمایشگاه جدید ، جرم مولکولی با استفاده از طیف سنج جرمی تعیین می‌گردد. یک روش قدیمی جهت تعیین جرم مولکولی ماده ( بر اساس اصول شیمی عمومی ) ، روش چگالی بخار است. در این روش ، حجم مشخصی از گاز در دمای مشخص توزین می‌گردد. پس از تبدیل حجم گاز در دما و فشار استاندارد ، می‌توان تعیین نمود که آن حجم چه کسری از یک مول را نشان می‌دهد. از این طریق می‌توان جرم مولکولی ماده را بسادگی تعیین کرد.

 اندازه‌گیری نزول نقطه انجماد یک حلال

روش دیگر تعیین جرم مولکولی یک ماده ، اندازه‌گیری نزول نقطه انجماد یک حلال است که به مقدار مشخصی از ماده مورد آزمایش اضافه شده باشد. این روش به نام روش انجماد سنجی خوانده می‌شود.

 اسمومتری فشار بخار

روش دیگر که فقط گاهی اوقات مورد استفاده قرار می‌گیرد، اسمومتری فشار بخار است. در این روش ، ماده مورد آزمایش را در یک حلال حل کرده و تغییر فشار بخار حلال را اندازه می‌گیرند.

  تیتراسیون

اگر ماده مجهول یک اسید کربوکسیلیک باشد، می‌توان آن را با محلول استاندارد هیدروکسید تیتر کرد. با بهره گیری از این روش می‌توان اکی‌والان خنثی را تعیین نمود. اکی‌والان خنثی معادل وزن اکی‌والان آن اسید است. اگر آن اسید فقط حاوی یک گروه کربوکسیل باشد، در آن صورت اکی‌والان خنثی و جرم مولکولی معادل خواهند بود. اگر آن اسید دارای بیش از یک گروه کربوکسیل باشد، آنگاه اکی‌والان خنثی برابر جرم مولکولی اسید تقسیم بر تعداد گروههای کربوکسیل خواهد بود. بسیاری از فنلها (بویژه آنهایی که توسط گروههای الکترون کشنده استخلاف شده‌اند) آنقدر اسیدی‌اند که می‌توان آنها را با روشی مشابه اسیدهای کربوکسیلیک تیتر کرد. این روش را می‌توان برای اسیدهای سولفونیک نیز بکار برد.

 فرمول مولکولی

هنگامی که جرم مولکولی و فرمول تجربی تعیین گردیدند، می‌توان مستقیما فرمولی مولکولی جسم را تعیین کرد. اغلب ، وزن فرمول تجربی و جرم مولکولی یکسان است. در چنین حالتی ، فرمول تجربی ، همان فرمول مولکولی است. در بسیاری از حالتها وزن فرمول تجربی کمتر از جرم مولکولی است. در چنینی حالتهایی ضروری است که تعیین گردد چند بار وزن مولکولی را باید به وزن فرمول تجربی تقسیم کرد و سپس رقم بدست آمده را در فرمو ل تجربی ضرب کرد تا فرمول مولکولی بدست آید.

 مثال ساده در این مورد ، اتان است. بعد از تجزیه کمی عنصری ، فرمول تجربی CH3 برای اتان تعیین گردید. محاسبات نشان داد که جرم مولکولی اتان 30 است. پس از تقسیم وزن مولکولی اتان (30) بر وزن فرمول تجربی (15) رقم 2 بدست آمد. بنابراین ، باید فرمول مولکولی اتان ، 2(CH3) یا C2H6 باشد.

 برای مثال ، مجهولی که پیشتر در این فصل معرفی گشت، فرمول تجربی C7H14O2 بوده و وزن فرمولی آن 130 است. اگر فرض کنیم که جرم مولکولی این ماده 130 تعیین شده است، می‌توان نتیجه گرفت فرمول تجربی و فرمول مولکولی معادلند و ضمنا فرمول مولکولی باید C7H14O2 باشد.

لینک


 

درآمدی برعلم پلیمر

 

علم شیمی یک علم پرهیجان است و تعداد شاخه های آن بدون وقفه رو به افزایش است.علم شیمی ماکرومولکولها یکی از پرشور- ترین این شاخه ها می باشد.علم پلیمر که شاخه ای از شیمی آلی به شمار می آید، از علوم بسیار جوانی است که برای اولین بار توسط مطالعات و تحقیقات پرفسوراستادینگر(Stadinger.H) در بین دو جنگ جهانی اول و دوم پا به عرصه ی وجود گذاشت؛ ولی رشد و توسعه ی آن چنان سریع بوده است که آگاهی یافتن از آن ضروری به نظر می- رسد. پلیمرهای مصنوعی در زندگی روزمره ی ما مصرفی چشمگیر یافته و نیز کاربرد های صنعتی گوناگونی پیدا کرده اند.این مواد جانشین شیشه، فلزات، سرامیک، چوب و مقوا شده اند. در پی توسعه ی صنعتی این رشته، وجود مواد اولیه ی در کشورما(که یک کشور نفت خیز است) نیاز به متخصصان کارآزموده ی بسیاری حس می- شود.بسپارها،مولکولهای بسیار بزرگی هستند که از تعداد زیادی اتم تشکیل شده اند. شیمی پلیمرها شاخه ای از شیمی آلی است که به لحاظ ویژگی های خاص خود نسبت به سایر شاخه های آن از رشد بیشتری برخوردار بوده.ریز مولکولها عمدتا ًدارای وزن مولکولی کمی هستند و وزن آنها بین۵٠ تا ۲٥٠است ولی ماکرومولکولها(پلیمرها) محدودیتی برای وزن مولکولی ندارند و تا بیش از چند هزار و در مولکول های سه بعدی، تا بیش از چندین هزارتغییر می کند.واژه پلیمرازکلمات یونانی(Poly) به معنای " بسیار" و (Meros) به معنای " قسمت " گرفته شده است.همچنین در کلمه ی بسپار (بس) به معنای بسیار و (پار) به معنای واحد بسیار تکرار شونده، واژه ی بسپار را می سازند.طبیعت خیلی پیش از آنکه انسان بتواند بسپارهای سنتزی را بسازد، بسپارهایی مانند سلولز را ساخته بود. سلولز جزء اصلی تشکیل دهنده ی الیاف پنبه و چوب است. پروتئین ها، کائوچو و برخی رزین ها از این دسته بسپارها هستند. بدن ما نیز خود از بسپارها تشکیل شده. ماهیچه ها، پروتئین ها، ژن ها و کروموزوم ها همه از بسپار ساخته شده اند. لباسی که بر تن می کنیم از این مولکولهای بلند که به شکل لیف در آمده اند تشکیل شده است. ظروف آشپزخانه که هر روز مصرف می کنیم، لاستیک خودروها- که از الاستومر هستند- روکش کابل- های برق، شیشه ها، چسب ها، رنگ ها، پوشش ها، دریچه های- مصنوعی قلب، تاندون های- مصنوعی عضلات، کامپوزیت هایی که جهت پر کردن دندان به کار می روند، حتی دندان های- مصنوعی، محمل های دارویی، سرنگ های یکبار مصرف وتمام قطعات لاستیکی و پلاستیکی که در ماشین ها کاربرد دارند، همگی پلیمرهستند.به طور خلاصه می توان گفت، محصولات پلیمری در مقایسه با کل مواد مورد مصرف در جهان، از مواد غیر پلیمری (فلزات و استیل)، پیشی گرفته است. در واقع پلیمرها نه تنها جای خود را در میان مواد باز کرده اند، بلکه توانسته اند جایگزین آنها نیز بشوند.ü تاریخچه:انسان به قدمت عمر خود از پلیمرها استفاده کرده است. از گوشت و سبزی ها برای خوراک، چوب و نی برای خانه سازی، چرم و پنبه برای لباس و کاغذ برای ارتباطات استفاده کرده است، که همگی پلیمرهای طبیعی هستند. در دوران باستان(بیش از پنج هزار سال پیش)، سامری ها از آسفالت برای پوشش کف پیاده رو ها استفاده می کردند و در مصر باستان تابوت های حجاری شده را با پلیمرهای طبیعی (مانند وارنیشvarnish) جلا می دادند. این پلیمرها در قرون وسطی نیز برای حفاظت چوب و نقاشی ها

 کاربرد داشتند. در ابتدای قرن هفدهم استفاده از ترشحات پلیمری کرم ابریشم آغاز شد و با کشف(چارلز گودیر Goodyear )در سال١٨۳٩ میلادی دوره ی موسوم به (عصر جدید) آغاز شد. این دانشمند به چگونگی تبدیل لاستیک به لاستیک ولکانیزه پی برد. لاستیک تقریباً صد سال پیش از آن ازطریق آمریکای جنوبی به اروپا معرفی شده بود و نام آن از اولین کاربردش که مداد پاک کن بود،(Rubber) گذاشته شد.در١٨٦٩ میلادی، سلولوئید از واکنش اسیدها با سلولز و تهیه ی سلولزنیترات حاصل شد. در این سال ها پلیمرها به شکل الیاف و دیگر اشکال تهیه شدند که بسیاری از آنها تا جنگ جهانی اول مورد استفاده قرار نگرفتند.اولین پلیمرهای مصنوعی تجاری پلاستیکهای فنول-فرمالدهید بودند که (آتو باکلند) آنها را در سال١٩٠٧ ساخت و باکلیت نام گرفتند. بسیاری از پلاستیکها در حین تحقیقات، وبسیاری به طور اتفاقی تهیه شده اند. یکی از معروف ترین این تحقیقات برای مواد جدید( که منجر به کشف نایلون شد) کارهای (کاروتز) بود. این کارها در سال١٩٣٩ به منظور تولید الیاف جدید صورت نگرفت، بلکه به هدف فرا گیری بیشتر در مورد پلیمرها انجام شد.

 آشنایی با برخی تعاریف واصطلاحات پلیمر

واژگان پلیمر

 مر(mer): قطعه، تکه

منومر(monomer): تکپار؛ به مولکولهایی که در ساخت پلیمر بکار گرفته می شود گویند. مثل:-( CH2-CH2)-

دیمر(Dimer): دوپار

تریمر(Trimer): سه پار

پلیمر(polymer): بسپار

پلیمریزاسیون(polymerization): بسپارش

ماکروملکول(Macromolecule): درشت مولکول، پلیمر

درجه پلیمریزاسیون(degree of polymerization DP): تعداد منومرهای موجود در زنجیر یک درشت مولکول یا تعداد مولکولهای به هم چسبیده را گویند.

الیگومر(oligomer): چندپار، مادی با جرم مولکولی کمتر از پلیمرها

هموپلیمر(homo polymer): پلیمری که تنها از یک نوع منومر بوجود آمده باشد را جورپلیمر گویند:

-A-A-A-A-A-A-A-A-A-A-A-A-

کوپلیمر(copolymer): پلیمری شامل دو نوع منومر را گویند:-A-B-A-B-A-B-B-A-A-A-A-B-B-

ترپلیمر(terpolymer): پلیمر شامل سه نوع منومر را گویند:-A-B-C-A-A-C-C-B-C-C-B-A-B-C-

هموپلیمر خطی(linear homopolymer): وقتی اتمهای یک منومر به صرت خطی دنبال یکدیگر قرار بگیرند، هموپلیمر خطی ایجاد می شود.

همو پلیمر شاخه ای(branch homopolymer): وقتی اتم های یک پلیمر به صورت شاخه ای قرار گیرند، هموپلیمر شاخه ای ایجاد می شود:

 هموپلیمر مشبک یا سه بعدی (tridimentional homopolymer or cross linked homopolymer): پلیمری که در بین زنجیرهای آن اتصالات عرضی وجود دارد:

هموپلیمر زنجیری(homo chain polymer): اگر زنجیرهای پلیمر دارای اتم های یکسان باشند(کربن و هیدروژن) آنها را هموپلیمر زنجیری گویند:

هترو پلیمر زنجیری(hetro chain polymer): گاهی در زنجیر، اتمی غیر از اتم های اصلی(H,C) وجود دارد(مثل Si) اینگونه پلیمرها را هترو پلیمر زنجیری گویند. مانند ترکیبات سیلیکون(دی متیل سیلوکسان):

ترموپلاست(thermoplast): پلیمرهایی هستند که بر اثر گرما نرم می شوند ومی توان آنها را قالب گیری کرد؛ دارای ساختار دو بعدی اند و در حلال حل می شوند.

ترموست(thermoset): پلیمرهایی هستند که بر اثر گرما، نرم نمی شوند و قابلیت قالبگیری مجدد ندارند؛ دارای ساختار سه بعدی اند و در حلال حل نمی شوند.

الاستیسیته(elasticite): تغییر شکل موقتی و برگشت پذیر که بر اثر اعمال نیرو یا تنش بوجود می آید و پس از حذف آن، بازگشت به حالت اولیه صورت می گیرد.

پلاستیسیته(plasticite): تغییر شکل دائمی و بازگشت ناپذیر که بر اثر نیرو یا تنش بوجود می آید و پس از حذف آن، بازگشت به حالت اولیه صورت نمی گیرد.

پلاستومر(plastomer): بسپارهای دارای خاصیت پلاستیسیته

لاستومر(elastomer): بسپارهای دارای خاصیت الاستیسیته

 توسعه ی كاربرد مواد كامپوزيتی در خودروکامپوزیت ها

 تحقيق در مورد مواد كامپوزيتی برای ساخـت قطعـات و بـدنـه خودرو چنـديـن دهـه است كـه جريان دارد. در دهه ۱۹۳۰ بنا به درخـواسـت هـنـری فــورد، دانشمندان شركت "فورد موتور" شروع به جسـتجوی راه ‌هـای توسعه قطعات ارگانيكی ( آلی) خودرو كردنـد. در سـال ۱۹۴۰ ماده مناسبی برای اين كار پيدا شد و آن روغن سويا بود.بنا به گفته دانشمندان، روغن سويامی­توانست در داخل پلاستيك تقويت‌ شده با الياف، قالب­گيری شود و به طور شگفت‌انگيزی استحكام داشته باشد. (مقاومت به ضربه آن ۱۰ برابر فولاد بود) و هنری فورد، خود با ضربه زدن با يك تبر به يك قطعه ساخته شده از روغن سويا آن را امتحان كرد. اما روغن سويا دارای دو مشكل عمده بود: زمان زيادی برای خشك شدن نياز داشت و براحتی قالب­گيری نمی­شد.امروزه تحقيقات برای مواد كامپوزيتی ايده­آل ادامه دارد. اما تمركز بر روی مواد بشرساخته­ای است كه قابليت قالب­گيری و شكل­دهی برای بدنه­های سبك و آﺋروديناميك داشته باشند، زيرا اين مشخصه­ها برای خودرو‌های آينده ضروری به نظر می­رسند.كامپوزيت‌ های پيشـرفـته كـه امروزه توسعـه يافـته­اند، مـواد پليمری بشرساخته­ای هستند كه پس از تشكيل، محكم­تروچقرمه­تر (Tougher) و بسيار بادوام­تر از هر دو ماده اوليه می شوند. اين مـواد جديد، تركـيبی از اليـاف محكم كـربن و الياف چقـرمـه "كِولار" با پلاستيك­های مقاوم در برابر خوردگی هستند كه با هم تشكيل كامـپوزيتی می­دهند كـه بسيار بهتر از فولاد و آلومينيوم عمل می كند. اما اصولی كه در پس اين كامپوزيت­های پيشرفته وجود دارد، چيزی غير از آنچه كه هنری فورد در سال ۱۹۴۰ برای دستيابی به آن تلاش می­كرد نيسـت. شايد كامـپوزيـت‌هـای پيشرفته بيشتر در كاربردهـای ويـژه نظامی نظيـر هواپيماهـا شـناختـه شـده باشـد، ولــی در بسياری از اشيای روزمره نظير بدنه قايق­ها، چوب­های ماهی­گيری، اسنوبورد و راكت‌های تنيس نيزمی­توان آنهارا به‌كاربرد. كامپوزيت‌های ساختاری، نوع ديگری از كامپوزيت‌ها هستند كه دارای كارايی كمتری نسبت به كامپوزيت‌های پيشرفته می­باشند و در سـقف خـودرو و قسـمت داخـلی درهـای خـودرو‌هـای امروزی استفاده می‌شوند. داشبوردهای ضد ضربه­ای كه بر روی ماشين­های كوپه، ون­ها و خودرو­های چهاردر ديده می­شوند، ازكامپوزيت‌های ساختاری ساخته شده­اند كه نسبت به قطعات فولادی مشابه، دارای مقاومت در برابر ضربه و خوردگی بهتری می باشند. اگر چه مدل­های ويژه­ای نظير: "شورولت كوروت"، " ساترن" و"داج‌وايپر"، دارای داشبوردهای ساخته شده از كامپوزيتهای ساختاری می­باشند، ولی برای استحكام بيشتر به وسيله يك چارچوب فولادی تقويت شده­اند.كامـپوزيت­هـای پيشرفته­ تر كـه برای خودرو­ها و كاميون­های آينده در حال توسعه هستند، نقشی بيشتـر از يك شـئ تـزئينـی در اتوميبل­های آينده خواهند داشت و آنقدر مستحكم خواهند شد كه كل خودرو از آن ساخته شود.ü استحكام بالا و وزن سبك کامپوزيت‌های پيشرفتهكامپوزيت­های پيشرفته به اين خاطر در خودرو­هـای مسابقه­ای مورد استفاده قرار می­گيرند كـه علاوه بر وزن بسـيار سـبك، در مقـابل فشار زيادی كـه در طول مسابقه خصوصاً هنگام تصادفات ايجاد می شود، مقاوم هستند.ازاوايل دهه ی۸۰ كامپوزيت‌های پيشرفـته به طور مـتداول در اتاق سـرنشـين خودرو­های مسابقـه­ای فرمـول يك، مورد اسـتفاده قـرار می­گيرنـد و به گـونه­ای طـراحی شده­اند كه از جان راننده هنگام تصادفـات با سـرعت‌هـای بالای ۱۰۰ مايل در ساعت، محافـظت كنند.راه‌ حـل كـليدی بـرای كـاهش مصرف سوخـت در خودرو­هـا، بـدون كـاهش فـضای داخـلی و كارايی خودرو استفاده از مواد سبك نظير كامپوزيت‌ها می باشد. مصـرف سـوخت كـم ، شتـاب و كاركـرد بـالای ماشين هـمگی با كـاهش وزن آن قـابـل دسـتيـابـی است.

 در سال ۱۹۹۱ جنرال موتورز خودروی به نام" اولترالايت" كه تماماً از كامپوزيت­های پيشرفته تشكيل شده بـود، سـاخت. اين ماشين تقـريباً ۵۰ درصد سبكـتر از خودرو­های چهار سرنشين هم‌اندازه خود بود كه به آن شتاب۸/۷ (برای صفر تا ۶۰ مايل) می­بخشيد و مسافت طی شده، ۶۲ مايل به ازای هر گالن سوخت گازی بود.از زمان آزمايش هنری فورد در دهه ۱۹۳۰، سازندگان خودرو به گران‌قيمت بودن قطعات خودرو كـامپوزيتی پی بـرده­اند و تنهـا برای خـودرو‌های ويژه­ای نظير "كوروت" كه از سال ۱۹۵۳ با داشبوردهـای فايبرگـلاس توليد شده‌اند ، از كامپوزيت‌ها استفاده می­كردند.با اين حال در طی اين سال‌ها، روش­های توليد پيشرفت كرده­اند و اكنون كامپوزيت‌های ساختاری كه ارزانتـر از كامـپوزيت‌هـای پيشـرفته می­باشند در خودرو­های امـروزی بسـيار متداول شده­اند. روش­های ساخـت جديد ماننـد "RTM " (فوق پرسرعت) و "خشـك شـدن سـريع تـوسـط پرتوهای الكترونی" ، قيمت‌ها را تا حدی پايين آورده است كه به زودی استفاده از كامپوزيت‌های پيشرفته در خودرو­های معمولی توجيه اقتصادی خواهد داشت. ü توسعه ی کاربرد كامپوزيتهای پيشرفته در خودروشركت‌های خودرو­سازی نظير "جنرال موتورز" ، " فورد" و "دايملر- كرايسلر" ، تمام تلاش تحقيقاتی خود را بر روی توسعه كـامپوزيت‌های پيشـرفته بـرای مصارف خودرو قرار داده­اند. كرايسـلر در تحـقيقات كامپوزيت پيشتاز است و برنامه تحقيقاتی را از سـال ۱۹۹۴ در دستـور كـار خود قرار داده و هدف آن توليد يك ماشين ارزان‌قيمت برای توليد در كشـورهـای در حـال توسعـه نظير چين بود. نتيجه اين برنامه توليد (CCV) يا (Composite Concept Vehicle) بود كه در سال ۱۹۹۷ در نمايشگاه خودرو، در فرانكفورت به نمايش درآمد. اگـرچـه اين خودرو هرگـز توليد نشد ولی ثابت كرد كـه قـطعـات بزرگ ساخته شده از كامپوزيت، مقاومت لازم در برابر فشارهای حاصل از رانندگی و تصادف را دارنـد. بدنـه سـاخـته شـده از كامپوزيت ساختاری در"CCV" در واقـع چهـار بخـش بـود كـه همگی از PET ( پلی اتيلن­ تری فتالات) تقـويت شـده با الـياف كوچـك شيشـه ساختـه شـده بـود.در حـال حاضـر تـلاش‌هـای "دايملر- كرايسلر" بر توسعه ی فرآيند ساخت قطعات مجزا، مانند سـقـف­های محكـم بـرای" جـيپ- رانگلر"، استوار شده است، به اين اميد كه روزی بدنه ی كامل يك خودرو را با يك قالب توليد نمايد.خودرو‌های تماماً ساخته شده از كامپوزيت­های پيشرفته نيز از اهداف مورد توجه شركت­های خودروسازی هستند. مدل فولكس واگن "Lupu" كه از كامپوزيت‌های پيشرفته ساخته شده است، برای توليد در سال ۲۰۰۴ برنامه­ريزی شده است و ادعا می­شود كه دارای مسافت طی شده ی ۲۳۵ مايل به ازای هر گالن سوخت ديزلی می­باشد.در چند سال آينده ما شاهد توليد انبوه، اولين خودرو­های ساخته شده از كامپوزيت‌های پيشرفته خواهيم بود كه كارايی و مصرف سوخت بسيار بهتری خواهند داشت.

 پليمرهای رسانای جريان الكتريسيته

 مقدمه:به طور كلی محصولات ساخته شده از پليمرها نارسا نا بوده و مقاومت زيادی در برابر عبور جريان الكتريسيته از خود نشان می دهند. به همين دليل از مواد پليمری درصنعت الكترونيك و الكتروتكنيك استفاده مي شود برای مثال از پليمرها برای عايق كاری كابلهای انتقال الكتريسته، صفحات انتقال الكتريسيته و روكش باطريها استفاده مي شود، اما در بعضي موارد همين مقاومت زياد در مقابل عبور جريان الكتريسيته باعث ذخيره شدن الكتريسيته می گردد كه مجموعه ای از مشكلات ناخواسته را به دنبال دارد. مثلاً ايجاد الكتريسيته ساكن در خود تسمه ها و جعبه های حفاظ دستگاهای الكتريكی، كف پوشها، البسه وغيره كه باعث توليد جرقه الكتريكی می شود و در بعضی موارد ايجاد آتش سوزی می كند . در اين گونه موارد، هدايت الكتريسيته به محيط اطراف مورد نياز است. يكی از روشهای رسانا ساختن پليمرها امتزاج آنها با مواد رسانای الكتريسيته است. با توسعه وتوليد بيشتر اين نوع پليمرها در سالهای اخير استفاده از آنها در زمينه های گوناگون نيز افزايش يافته است برای مثال در دستگاهای استفاده از انرژی خورشيدی، تابلوهای برق، دستگاهای مصرف انرژی و موتورهای مكانيكی و قسمتهای الكتريكی اتومبيل ها از اين پليمرها استفاده می شود .موادی كه جهت امتزاج با موادپليمری مورد استفاده قرار می- گيرند عبارت اند از: دوده رسانا، پودر رسانا، پودر فلزات، الياف شيشه يا الياف فلز ( ۲ و۱) و... ميزان رسانندگی الكتريكی پليمرهايی كه از طريق امتزاج با مواد پيش گفته، رسانا شده اند حد ومرزی دارد كه بيش از آن امكان پذير نيست. علاوه بر آن مصرف بيش از حد اين مواد در پليمر باعث تخريب و تغييرات بسيار زياد خواص فيزيكی و مكا نيكی خود پليمر می گردد. از اين رو جهت رفع اين گونه نواقص، خواص رسانش الكتريكی را می توان به طور مستقيم در خود پليمرها به وجود آورد.اگر از يك زنجير پليمری دارای پيوند π كه لايه های والانس مولكولهايی آن تكميل شده است يك الکترون برداشته شود (اكسايش)، يا به آن يك الكترون اضافه گردد(كاهش )، در آن صورت با ايجاد يك آرايش مناسب شبيه به فلزات می توان خاصيت رسانش الكتريكی را در آن ايجاد كرد .پليمرهايی كه به اين ترتيب رسانای جريان الكتريسيته شده اند را فلزات آلی نيز می نامند. در دماهای معمولی نيز می توان توسط ايجاد حا لت های فضايی مناسب از ماكرومولكولها ابر- رسانا به وجود آورد. البته جهت اثبات اين نظر دليل آزمايشگاهی مورد نياز است.از لحاظ خواص فيزيكی، ساختار مولكولی و ويژگيهای فضايی در فرآيند رسانايی، رابطه نزديكی بين پليمرهای رسانای الكتريسيته و سراميك های ابر رسانا وجود دارد كه اين موضوع در فيزيك مورد بررسی زياد قرار گرفته است.- پليمرهای رسانای الكتريسيته :در اينجا سنتز پلی استيلن را كه يكی از مهمترين پليمرهای رساناست و در مراكز تحقيقاتی وعلمی جهان بيشتر مورد مطالعه وبررسی قرار گرفته است مطرح می كنيم .البته كارهای تحقيقاتی وسيع انجام شده در اين زمينه را می توان در كتب مرجع يافت. پلی استيلن برای اولين بار در اواخر سال ۱۹۵۰ در آزمايشگاه "ناتا" به طور مستقيم از پليمریزه شدن استيلن به دست آمد اما احتمالاً به علت حساسيت پودر سياه رنگ حاصل ، در مقابل اكسايش و نبود تكنو لوژی مناسب جهت بهره- برداری از آن آزمايش های بيشتر روی آن انجام نشد و حتی در اين مورد مطلبی هم نوشته نشد. اما چند سال بعد در سال ۱۹۷۰ در اثر يك اتفاق ساده يكی ازدانشجويان انستيتو تكنولوژی توكيو به نام "شيراكاوا" ، پلی استيلنی را به دست آورد، که حاصل تلاش مشترك " شيراكاوا ، مك دايارميد و هيگر" بر روی پليمر به دست آمده توسط عمل دوپه كردن بود. آنها توانستند برای اولين بار ميزان رسانندگی الكتريكی پلی- استيلن را تقريباً تا ۱۰میلیارد برابر حالت معمولی پليمر افزايش دهند .بعد از كشف اثر دوپه كردن درپلی- استيلن از سال ۱۹۷۷ به بعد توجه مؤسسات تحقيقاتی و مراكز علمی بسياری به اين نوع پليمرها معطوف گرديد و در اين زمينه پيشرف های بسزايی حاصل شد. برای مثال تعداد زيادی از پليمرهای حاوی پيوند های يگانه و دوگانه ی متناوب (سيستم مزدوج) كشف گرديد. از آن تاريختاكنون تعداد نا محدودیكارهاي نظري در اين زمينهصورت گرفته است ولي از نظرتكنولوژي هنوز مشكلات فراواني وجود دارد.- رابطه نظم فضايی وخواص فزيكی در پليمرهای رسانای الكتريسيته :هر جامدی الكترون دارد؛ مسئله مهم در رسانش الكتريكی چگونگی پاسخ الكترونها به ميدان ا لكتريكی اعمال شده است. ناحيه هايی ازانرژی كه برای آنها هيچ اوربيتالالكترونی موج گونه وجود ندارد، نوارهای والانس و رسانش را از هم جدا می كنند. چنين نواحی ممنوعی را شكافهای نواری می نامند. اين نواحی از بر هم كنش امواج الكترونهای رسانش با مغزهای يونی بلور، حاصل می شوند. در شكل۱ ، نوارهای انرژی مجاز و شكافهای انرژی (فاصله بين نوارهای والانس و رسانش) برای (ا لف) نارسانا (ب) نيمه رسانا و(ج) رسانا نشان داده شده است .اگر نوارهای ا نرژی مجاز كاملاً پر يا خالی باشند ماده مانند يك عايق رفتار می كند، زيرا در اين صورت هيچ الکترونی نمی- تواند درميدان الكتريكی حركت كند.اگر كسری مثلاً ۱۰تا ۹۰ درصد از يك يا چند نوار پر باشند، ماده مانند فلز رفتار می كند. ا گر تمام نوارها به استثنای يك يا دو نوار كه اندكی پر يا خالی اند، كاملاً پر باشند، ماده نيمه رسانا خواهد بود. همه پليمرهای رسانا مجموعه ای از واحدهای ساختاری مشابه دارند. جهت شناور ساختن الكترون در طول زنجير پليمر، احتياج به واحدهای ساختاری مناسب با شكاف انرژی كمتر می باشد. به عنوان مثال از پلي استيلن كه فقط دارای پيوندهای يگانه و دو گانه متناوب است و یا سیستم های آروماتيكي می توان نام برد.

 ترانس پلی استیلن trans-polyacetyleneسیس پلی استیلن

polyacetylene cis-پلی ۱و۶- هپتا دی اِن poly 1,6- heptadieneپلی پارا فنیلن poly – p – phenyleneپلی بی تیوفن poly bithiopheneپلی۳- آلکیل تیوفن poly – 3 – alkyl thiopheneپلی پیرول poly pyrroleپلی ان آلکیل پیرول poly – N – alkyl pyrroleپلی وینیلن فنیلن poly vinylene phenyleneپلی بنزن تیول poly benzenethiolپلی آنیلین poly anilineپلی بنزوتیوفن poly benzothiopheneپلی ان متیل کربازول poly – N – methylcarbazol

  قوی ترين الياف موجود در جهان

 پروتئينی كه عنكبوت را قادر می سازد خود را آويزان كند و همچنين به شكار طعمه كمك می كند، نظر دانشمندان را به خود جلب كرده است . مولكول های اين پـروتئين بسيار كشسان و قـوی هستند ، تقريباً ۲۰ برابر از نايلون كشسان تر و ۹ برابر از فولاد در قطر مساوی قوی تر می- باشد .علاقـه به تـار عنكبوت در حالی است كه زمينه مـواد زيستی، مورد بسيـار قابل توجه و رو به رشــدی در زمينه پـژوهش های مــواد است .دليل توجه ارتش ايالات متحده به اين ماده استفاده از آن در ساخت جليقه های ضد گلوله و محافظ هاست. هدف عمده ی پژوهش های دانشمندان، درك چگونگی چين خوردن اين پروتئين و سازماندهی رشته تار عنكبوت است . پژوهشگران با استفاده از روش ميكروسكوپ نيروی اتمی و يك كشنده مولكولی، با تصويربرداری و كشش اين پروتئين، به سر نخ هائی دست يافته اند.اين مشاهدات به پژوهشگران كمك می كند تا آنچه را در هنگام تشكيل تار عنكبوت در غده تراوش تارعنكبوت رخ می دهد ، شبيه سازی كنند .آنها دريافته اند كه وقتی پروتئين باز می شود به صورت تكه تكه است . در ضمن اين پروتئين دارای پيوندهایی است كه هنگام افزايش بـار ، باز شده و تغيير شكل می دهند ، اين امر از الگوئی پيروی می كند كه در ديگر پروتئين های تحت بار كشف شده است .تار عنكبوت دارای بخش های كريستالی و بخش های شبه لاستيكی كشسانی است.پژوهشگران دريافته اند كه مولكول های منفرد دارای هر دو بخش هستند .پـژوهشگران بر اين باورنـد كه با مطالعه توانمندی عنكبوت ها در تنيدن تــار می توان به راز توليد مواد قوی تر و بهتر پی برد . آن ها بر اين باورند كه می توانند با تقليد از عنكبوت فر آيند طراحی مواد را بهبود بخشند .به اين ترتيب آن ها می توانند كارآیی محصولات گوناگون، از راكت تنيس گرفته تا بمب افكن استلث(stealth) بهبود بخشند .

 آزمايش های انجام شده نشان می دهد كه تارعنكبوت در برابر تغيير خواص ، فوق العاده مقـاوم است و می توان آن را در هوا يا زير آب تنيد .الياف تار عنكبوت، با ظرافت بسیار (قطری در حدود ۰۲/۰ ميكرون) برتری های فراوانی دارند . ويژگی های ذاتی تار عنكبوت برای مهندسانی كه در حال طراحی مواد برای مشتريان وبازار صنعتی هستند، بسيار جذاب است .آنها می گويند:" بطورمعمول می توان موادی فوق العاده قوی ساخت ولی با اين كار چقـرمگی كاهش می يابد؛ هم چنين می توان موادی با چقرمگی فوق العاده بالا ساخت ولی استحكام كاهش خواهد يافت . تركيب اين دو ويژگی همان گونه كه در تار عنكبوت مشاهده می شود، هدف ماست.

 تاریخچه

سابقه استفاده از چسب توسط انسان را می‌توان در واقع از عصر سنگ و دوران غارنشینی در تهیه تیر و کمان و یا نقاشی حیوانات غول پیکر بر روی تخته سنگها با استفاده از رنگدانه‌ها دانست. بدون شک ، خون نخستین ماده‌ای بود که بشر از آن به عنوان چسب استفاده می‌کرد که البته کیفیت خوبی نداشت و متداول نشد. به تدریج بشر به وجود مواد چسب دار طبیعی پی برد و استفاده از آنها را آموخت.در واقع اولین ماده چسب دار که بطور گسترده مورد استفاده قرار گرفته بود، مواد نشاسته‌ای ، قندی ، صمغ‌ها ، و شیره‌های برخی از گیاهان بود.

مثلا رومیان از سقز (ماده چسبدار و صمغی که از درختان برگ سوزنی نظیر سرو و کاج و یا درخت صنوبر ترشح می‌شود) در صنعت کشتی سازی استفاده می‌کردند. به تدریج مواد دیگری مانند موم ، عسل و یا مواد ژله مانندی از ماهی ، شاخ حیوانات یا شیر و تخم مرغ بکار گرفته شده بعدها ، با پیشرفت صنایع و استخراج و پالایش نفت ، از قیر و قطران چوب و ... به عنوان چسب استفاده به عمل آمد. اگر چه کائوچوی طبیعی (شیوه لاتکس) از مدتها قبل شناخته شده بود، اما چون حلال مناسبی برای آن موجود نبود، کاربردی به عنوان ماده چسبی پیدا نکرد تا اینکه با دستیابی به روغن‌های نفتی که کائوچو را در خود حل کرده و مایع چسبناکی را به وجود می آورند، کاربرد آن به عنوان ماده چسبی متداول شد.

 کاربردهای متنوع چسب‌

از قرن نوزدهم بتدریج با پیدایش چسب‌های سنتتیک ساخته شده در صنعت پلیمر ، چسب‌های سنتی و گیاهی و حیوانی از صحنه خارج شده است. صنعت چسب به صورت گسترده ای در حال رشد می‌باشد و تعداد محدودی وسایل مدرن ساخت بشر وجود دارد که از چسب در آنها استفاده نشده است. در اتصالات اغلب وسایل از یک جعبه بسیار ساده غلات گرفته تا هواپیمای پیشرفته بوئینگ 747 از چسب استفاده شده است.

 امکانات بشر می‌تواند بوسیله چسب‌ها اصلاح گردد. این مطلب ، شامل استفاده از سیمان‌های سخت شده توسط UV در دندانپزشکی و سیمان‌های پیوند آکلریلیک در جراحی استخوان می‌باشد. پیشرفت جدیدی که اخیرا در کاربرد چسب حاصل گشت، اتصال ریل‌های فولادی و تراموای جدید شهر منچستر بود. چسب‌ها نه تنها برای موادی که بایستی چسبانده و بهم پیوسته شوند، بلکه در ایجاد چسبندگی برای موادی از قبیل جوهر تحریر ، رنگها و سایر سطوح پوششی ، وسایل بتونه کاری و وجوه میانی در مواد ترکیبی از قبیل فولاد یا بافت پارچه ، در تایرهای لاستیکی و شیشه‌ یا الیاف در پلاستیک‌ها ضروری هستند.

اجزای تشکیل دهنده چسب‌ها

مواد پلیمری

چسب‌ها ، همگی حاوی پلیمر هستند یا پلیمرها در حین سخت شدن چسب‌ها بوسیله واکنش شیمیایی پلیمر شدن افزایشی یا پلیمر شدن تراکمی حاصل می‌شوند. پلیمرها به چسب‌ها قدرت چسبندگی می‌دهند. می‌توان آنها را به صورت رشته‌هایی از واحدهای شیمیایی همانند که بوسیله پیوند کووالانسی به هم متصل شده‌اند، در نظر گرفت.

پلیمرها در دماهای بالا روان می‌گردند و در حلال‌های مناسب حل می‌گردند. خاصیت روان شدن آنها در چسب‌های حرارتی و خاصیت حل شوندگی آنها در چسب‌های بر پایه حلال ، یک امر اساسی می‌باشد. پلیمرهای شبکه‌ای در صورت گرم شدن جریان نمی‌یابند، ممکن است در حلال‌ها متورم گردند، ولی حل نمی‌شوند. تمامی چسب‌های ساختمانی ، شبکه‌ای هستند، زیرا این مورد خزش (تغییر شکل تحت بار ثابت) از بین می‌برد. فزودنیهای دیگر

بسیاری از چسب‌ها ، علاوه بر مواد پلیمری دارای افزودنیهایی هستند از قبیل:

مواد پایدار کننده در برابر تخریب توسط اکسیژن و UV.

مواد نرم کننده که قابلیت انعظاف را افزایش می‌دهد و دمای تبدیل شیشه‌ای (Tg ) را کاهش می‌دهد.

مواد پر کننده معدنی که میزان انقباض در سخت شدن را کاهش می‌دهد و خواص روان شدن را قبل از سخت شدن تغییر می‌دهد و خواص مکانیکی نهایی را بهبود می‌بخشد.

مواد تغلیظ کننده.

معرف های جفت کننده سیلانی.

آماده سازی سطح برای چسبندگی

آماده سازی نامناسب یا نادرست سطح ، احتمالا دلیل عمده شکسته شدن اتصالات چسبی می‌باشد. آماده‌ سازی سطح یک جسم با روش‌های زیر انجام می‌گیرد: روش های سائیدگی ، استفاده از حلال‌ها ، تخلیه شعله وکرونا ، حک کردن تفلون ، حک کردن فلزات ، آندی کردن فلزات ، استفاده از چند سازه ها.

انواع چسب‌ها

چسب‌هایی که توسط واکنش شیمیایی سخت می‌شوند

 چسب‌های اپوکسیدی:

اپوکسیدها ، بهترین نوع چسبهای شناخته شده ساختمانی هستند و بیشترین کاربرد را دارند. رزین اپوکسی که اغلب در حالت معمول استفاده می‌شود، معمولا دی گیلیسریل اتراز بیس فنل DGEBA)A) نامیده می‌شود و بوسیله واکنش نمک سدیم از بیس فنل A با اپی کلروهیدرین ساخته می‌شود. آمینهای آروماتیک و آلیفاتیک به عنوان عامل سخت کننده استفاده می‌شوند. این چسب‌ها به چوب ، فلزات ، شیشه ، بتن ، سرامیک‌ها و پلاستیک‌های سخت بخوبی می‌چسبند و در مقابل روغن‌ها ، آب ، اسیدهای رقیق ، بازها و اکثر حلال‌ها مقاوم هستند. بنابراین کاربرد بیشتری در چسباندن کفپوش‌های وینیلی در سرویس‌ها و مکان‌های خیس و به سطوح فلزی دارند.

چسب‌های فنولیک برای فلزات:

وقتی که فنل با مقدار اضافی فرمالدئید تحت شرایط بازی در محلول آبی واکنش کند، محصول که تحت عنوان رزول شناخته شده و الیگومری شامل فنل‌های پلدار شده توسط اتروگرومتیلن روی حلقه‌های بنزن می‌باشد، بدست می‌آید. برای جلوگیری از تشکیل حفره‌های پر شده از بخار ، اتصالات چسب‌های فنولیک تحت فشار ، معمولا بین صفحات پهن فولادی گرم شده توسط پرس هیدرولیک سخت می‌شوند. بدلیل شکننده بودن فنولیکها ، پلیمرهایی از جمله پلی وینیل فرمال ، پلی وینیل بوتیرال ، اپوکسیدها و لاستیک نیتریل اضافه می‌شود تا سخت‌تر گردند.

چسب‌های تراکمی فرمالدئید برای چوب:

تعدادی از چسب‌های مورد استفاده برای چوب نتیجه تراکم فرمالدئید با فنول و رزوسینول (1و3 دی هیدروکسی بنزن) هستند. بقیه با اوره یا ملامین متراکم می‌شوند.

 چسب‌های آکریلیک:

چسب‌های ساختاری شامل منومرهای آکریلیک توسط افزایشی رادیکال آزاد در دمای محیط سخت می‌شوند. منومر اصلی ، متیل متاکریلات (MMA) می‌باشد، اما موارد دیگری از قبیل اسید متاکریلات برای بهبود چسبندگی به فلزات بوسیله تشکیل نمکهای کربوکسیلات و بهبود مقاومت گرمایی و اتیلن گلیکول دی متیل اکریلات برای شبکه‌ای کردن نیز ممکن است مورد استفاده قرار گیرد.

 کلروسولفونات پلی اتیلن ، یک عامل سخت کننده لاستیک است و کیومن هیدورپراکساید و N,N دی متیلن آنیلین ، اجزاء یک آغازگر اکسایشی- کاهشی هستند. پیوند دهنده هایی که برای اتصالات محکم مصنوعی به استخوان‌های انسان و پوششهای چینی برای دندان‌ها استفاده می‌شود نیز بر مبنای MMA هستند و بطورکلی برای جسباندن فلزات ، سرامیک‌ها ، بیشتر پلاستیک‌ها و لاستیک‌ها استفاده می‌شود و اتصالات پرقدرتی را ایجاد می‌کنند.

چسب‌های غیر هوازی:

چسب‌های غیر هوازی در غیاب اکسیژن که یک بازدارنده پلیمر شدن است، سخت می‌گردد. این چسب‌ها اغلب بر پایه دی متاکریلات‌هایی از پلی اتیلن گلیکول هستند. کاربرد این چسب‌ها ، اغلب در محل اتصال چرخ دنده ها ، تقویت اتصالات استوانه‌ای و برای دزدگیری می‌باشد.

 چسب های پلی سولفیدی:

پلی سولفیدها در ابتدا به عنوان دزدگیر استفاده می‌شدند و یک کاربرد مهم دزدگیری لبه‌های آینه‌های دوبل می‌باشد. هر دو برای اینکه واحدها را باهم نگه دارند و مانعی در برابر نفوذ رطوبت ایجاد کنند. آنها به وسیله بیس (2- کلرواتیل فرمال) با سدیم پلی سولفید تهیه می‌شوند و به منظور کاهش قیمت از پرکننده های معدنی استفاده می‌شود. به عنوان نرم کننده ، از فتالات‌ها و معرف‌های جفت کننده سیلانی استفاده می‌شود و عامل سخت کننده آنها شامل دی اکسید منگنز و کرومات هستند.

سفت شدن لاستیکی چسب‌های ساختمانی:

بسیاری از چسب‌های ساختمانی ، پلیمرهای لاستیکی حل شده ای در خودشان دارند. وقتی که چسب‌ها سخت می‌شوند، لاستیک به صورت قطراتی با قطر حدود 1µm رسوب می‌کند. لاستیکهای استفاده شده در این روش شامل پلی وینیل فرمال (pvf) و پلی وینیل بوتیرال (PVB) هستند که هر دو بوسیله واکنش آلدئید مناسب با پلی وینیل الکل ساخته می‌شوند.

سیلیکون‌ها:

چسب‌های یک جزئی سیلیکون اغلب به چسب‌های ولکانیزه شونده در دمای اطاق (rtv) معروفند و شامل پلی دی متیل سیلوکسان (PDMS) با جرم‌های مولکولی در محدود 1600-300 با گروههای انتهای استات ، کتوکسیم یا اتر هستند. این گروهها توسط رطوبت اتمسفر ، هیدرولیز شده ، گروههای هیدروکسیل تشکیل می‌دهند که بعدا با حذف آب متراکم می‌شوند.

 چسب‌های سیلیکونی نرم و مطلوب هستند و دارای مقاومت محیطی و شیمیایی خوبی هستند. این چسب‌ها به عنوان بهترین پوشش برای استفاده در حمام شناخته شده‌اند.

 چسب‌هایی که بدون واکنش شیمیایی سخت می‌شوند

 این چسب‌ها شامل سه نوع زیر می‌باشند

 چسب‌هایی که در اثر حذف حلال سخت می‌شوند:

چسب‌های تماسی: چسبهای تماسی احتمالا از معروف‌ترین چسب‌ها بر پایه حلال هستند. این‌ها محلول‌هایی از پلیمر در حلال آلی هستند که در دو سطح بکار می‌روند تا متصل شوند. ماده اصلی این چسب‌ها ، لاستیک پلی کلروپرن (پلی کروپرن ، پلی کلرو بوتادین) است و برای چسباندن روکش‌های تزئینی و پلاستیکهای محکم دیگر مثل ABS , DVC به چوپ و محصولات فلزی و چسبهای تماسی DIY برای تخت کفش بکار می‌روند.

چسب‌های پمادی: چسب‌های بر پایه حلال مشهور که در ظروف پماد مانند به عموم فروخته می‌شوند، اغلب محلول‌هایی از لاستیک نیتریل (همی‌پلیمر یا بوتادین و آکریلونیتریل) در حلال‌های آلی هستند.

چسب‌هایی که با از دست دادن آب سخت می‌شوند:

محلول‌های آبی و خمیرها: نشاسته ، ذرت و غلات ، منابع عمده برای استفاده چسب هستند. موارد مصرف عمده برای چسباندن کاغذ ، مقوا و منسوجات می‌باشد. کاربردهای آن شامل صفحات موجدار ، پاکتهای کاغذی ، پنجرگیری تیوپ ، چسباندن کاغذ دیواری و چسب‌های تر شدنی مجدد با آب می‌باشد. چسب‌های تر شدنی توسط آب شامل پلی (وینیل الکل) (DVOH) که در تمبر‌های پُستی مورد استفاده قرار می‌گیرند و از لاتکس صمغهای طبیعی (مثلا صمغی و دکسترین) و پلی وینیل استات (DVN) همراه با مقدار زیادی DVOH پایدار کننده تولید می‌شوند. DVOH تنها پلیمرمعروفی است که از منومر خودش ساخته نمی‌شود.

امولسیونهای آبی: اجزا ترکیبی برای پلیمریزه شدن امواسیونی عبارتند از: آب ، منومرها ، پایدار کننده ها و آغازگر. محصول پلیمر شدن امولسیونی ، شیرابه ای از ذرات پلیمر با پایدار کننده‌های جذب شده می‌باشد. معروف‌ترین مثال ،‌ چسب چوب DIY است که شیرابه آن ، شامل پلیمر پلی وینیل استات (DVA) است و به میزان زیادی در کارهای کارگاهی و در چسباندن اتصالات تاق و زبانه برای درها ، پنجره ها و مبلمان در کارخانه‌ها استفاده می‌شود و مثال دیگر در رنگهای امولسیونی بر پایه DVA هستند که برای پوشش سطح یا به عنوان چسب استفاده می‌شود.

چسب‌هایی که به وسیله سرد کردن سخت می‌شوند:

چسب‌های ذوبی: ماده اولیه چسب‌های ذوبی که از ابزار تفنگ شکلی خارج می‌شود، معمولا اتیلن وینیل استات (EVA) می‌باشد. کاربرد این چسب‌ها شامل استفاده در جعبه‌های مقوایی ، صفحه کتاب ، اتصالات حرارتی و نئوپان می‌باشد. از دیگر چسب‌های ذوبی می‌توان چسب‌های ذوبی پلی آمیدی ، پلی اورتان ، استرهای آلیفاتیک ، پلی استر اشاره کرد.

چسب‌های حساس به فشار

 چسب‌های حساس به فشار ، دائما چسبناک باقی می‌مانند و به خاطر استفاده در نوار چسب‌ها و برچسب‌ها معروف هستند. این چسب‌ها بطور عمده بر پایه لاستیک طبیعی ، همی پلیمر دسته‌ای و تصادفی ، استیرن - بوتادین و آکریلیک هستند. PVC نرم شده و پلی اتیلن ، مواد نوار معمولی هستند. یک طرف نوار با یک آستری یا لایه زیری پوشیده شده است. به همین دلیل ، چسب دائما چسبناک می‌ماند و طرف دیگر ، دارای پوشش آزاد کننده ای است که وقتی که نوار باز می‌شود، با چسب جدا می‌گردد. مواد آزاد کننده که اغلب استفاده می‌شود، همی پلیمری از وینیل الکل و وینیل اکتادسیل کاربامات است که در اثر واکنش با DVOH با اکتادسیل ایزوسیانات ساخته می‌شود.

 معایب و مزایای چسب‌ها

 معایب

 عموما چسب‌ها بوسیله آب یا بخار آب سست می‌شوند.

محدوده رهایی کار آنها کمتر از چسباننده‌های فلزی (مهره ها ،پیچ ها و بست‌های آهنی و غیره) است.

چسب‌ها توسط دمای تبدیل شیشه ای (Tg) و تخریب شیمیایی محدود شده‌اند.

مزایا

 اتصال مواد غیر مشابه و لایه‌های نازک از مواد

گسترش بار بر روی یک ناحیه وسیع

زیبایی و حالت آئرودینامیک آنها بر روی سطوح خارجی اتصال

کاربرد آنها با استفاده از ماشین روبات می‌باشد.

 كلمات كليدي: توليد چسب، صنعت چسب، روش هاي توليد

 چسب‌های بسیاری برای متصل کردن اجسام مشابه یا غیر مشابه در دسترس هستند. امروزه تقریبا استفاده از چسباننده‌های طبیعی مثل سریش بجز موارد استفاده خاصی منسوخ شده است. در عوض هر روز شاهد تولید و سنتز چسب‌های جدیدی هستیم که منشأ پلیمری دارند. چسب‌ها در اشل صنعتی به شیوه‌های گوناگونی تهیه می‌شوند که در این بحث برخی از مهمترین روشها را معرفی می‌کنیم.

 پخت یا پروراندن رزین چسب به صورت یک جسم جامد

اپوکسی‌ها معروفترین چسبهای این گروه هستند که با استفاده از رزینهای سیکلوآلیفاتیک ، طوری فرمولبندی می‌شوند که در دماهای بالا قابل استفاده باشند. برای سنتز چسبهای قوی و نیمه انعطاف‌پذیر از رزینهای اپوکسی با عوامل پخت پلی آمین یا پلی آمید استفاده می‌شود و بیشتر اپوکسی‌ها بدون استفاده از مواد افزودنی هم چسبندگی خوبی دارند. زمان پخت می‌تواند از ثانیه‌ها تا روزها طول بکشد که این امر به کاتالیزورها و دما بستگی دارد.

 اپوکسی فنولی با استفاده از این چسبها می‌توان اتصالاتی پدید آورد که تا 315ºC پایدار هستند. این چسبها در دماهای بالا پرورده می‌شوند و از آنها برای پیوند ساختمانی و لانه زنبوری استفاده می‌شود. از دیگر چسبهای این گروه می‌توان از پلی استرها (که ارزان قیمت و زودگیر و شکننده هستند)، سیلیکونها ، سیانوآکریلاتها و آکریلیها ، نام برد.

 تبخیر حلال از محلول پلیمر گرمانرم

مواد پلیمری حل شده در حلالها می‌توانند چسبهای مفیدی تشکیل دهند. با تبخیر حلال ، پلیمر گرمانرم جامدی حاصل می‌شود که به چسب حلال معروف است. از این گروه می‌توان نیتروسلولز را نام برد که سالها محلول 10 تا 25 در صد آن به عنوان چسب هواپیما و یا برای مصارف خانگی استفاده می‌شد.

آکریلیها ، محلول رزینهای آکریلیک پرورده شده هستند و به چسبهای پلاستیک مشهورند و برای متصل کردن پلاستیکهای ABS ، پلی استیرن و آکریلی مؤثرند. سیمانهای لاستیکی هم جزو چسبهای حلال می‌باشند.

 تبخیر آب از یک شیرابه پلیمری

شیرابه‌ها از ذرات کوچک پلیمر پرورانده شده معلق در آب تشکیل شده‌اند و در موقع تبخیر آب ، ذرات بوسیله نیروهای واندرواسی به یکدیگر متصل می‌شوند. رزین خشک شده ، دیگر در آب حل نمی‌شود. از این چسبها می‌توان پلی وینیل استات را نام برد که برای اتصال قطعات چوبی بکار می‌رود و به صورت شیرابه (محلول در آب) عرضه می‌شود و به نام چسب سفید یا چسب چوب معروف است.

 سرد کردن پلیمر گرمانرم ذوب شده

پلیمرهایی که در دمای مناسب ذوب می‌شوند و دارای نیروهای جاذبه زیادی می‌باشند، بعنوان چسب داغ ذوب شناخته می‌شوند. از انواع پلی استرهای گرمانرم ، پلی آمیدها و پلی اتیلنها ، بعنوان چسب داغ ذوب استفاده می‌شود. این چسبها به صورت لوله‌هایی با ضخامت کم در بازار موجود می‌باشد. در اثر حرارت دادن ، لوله ذوب و جاری می‌شود و با مالیدن به سطح جسم و فشردن سطوح به همدیگر ، اتصال در ضمن سرد شدن انجام می‌شود.

 عوامل اتصال دهنده

موادی که با شیمی دوگانه وجود دارند، می‌توانند به چسبندگی کمک کنند. این ترکیبات دارای دو گروه عاملی متفاوت در دو انتها می‌باشند و معمولیترین آنها عوامل اتصال دهنده سیلان می‌باشند. یک انتهای این ترکیبات ، تولید چسبندگی با شیشه یا مواد معدنی دیگر می‌کند و انتهای دیگر از نظر شیمیایی فعال می‌باشد.

 اخیرا ترکیباتی به نام تیتاناتها وارد بازار شده‌اند که مانند سیلان دارای شیمی دوگانه هستند و شبیه آنها عمل می‌کنند، اما برتریهایی هم در برخی خواص نسبت به سیلانها دارند.

 كلمات كليدي: چسب، چسب سازي، طبقه بندي، چسب گياهي، چسب حيواني، سرشيم، چسب سنتزي، نوار چسب، بتونه

 هر چند از چسب در صنعت ، مخصوص آبنوس کاران و صحافان و بیشتر برای چسباندن قطعات چوبی و یا اشیای کاغذی بود. اما به تدریج دامنه کاربرد آن گسترش یافت. به طوری که امروزه به جای استفاده از میخ ، پیچ ، بست ، لولا و... برای اتصال قطعات فلزی ، چوبی ، کائوچویی ، ... از بخاری گرفته تا تهیه اسباب بازی , صنایع مونتاژ و حتی برخی از قسمتهای هواپیماهای مافوق صوت , از چسب‌های گوناگون و ویژه‌ای که به روش سنتزی تهیه می‌شوند , استفاده می‌شود.

 طبقه بندی چسب‌ها

چسب گیاهی

چسب نشاسته ، دکسترین ، سرشیم ، دکسترین و نشاسته که از چسب‌های محلول در آب‌اند و از آنها در چسبانیدن تمبر ، پاکت ، کاغذ ، مقوا ، چوب ، ... استفاده می‌شود.

صمغ عربی که از درختی به نام صمغ سنگالی بدست می‌آید، سفید رنگ و محلول در آب است و عمدتا شامل هیدرات‌های کربن است.

 چسب حیوانی

ژلاتین که از اعضای بدن حیوانات از جمله استخوان تهیه می‌شود و قدرت چسبانندگی آن از چسب‌های گیاهی بیشتر است و بیشتر در تهیه فیلم عکاسی و پوشش کپسول موارد دارویی مصرف دارد.

سرشیم حیوانی که مانند ژلاتین است ولی درصد خلوص گلوبین آن کم است و از استخوان ، پوست و یا شیر حیوانات تهیه می‌شود. و در نجاری ، کارتن سازی ، کبریت سازی ، تهیه کاغذ سمباده و غیره مصرف دارد.

لاک که در نجاری برای جلای سطح اشیای چوبی مصرف دارد و از نوعی حشره به نام ترمزدانه که در کشور هند فراوان است، به دست می‌آید.

 چسب کانی

مانند فسفات‌ها و سیلیکات‌های قلیایی که در اتصال اشیای سرامیکی ، کوارتزی و شیشه‌ای کاربرد دارند. و بر خلاف چسب های گیاهی و حیوانی در مقابل گرما و آب مقاوم‌اند. از این رو از آنها در ساختن اجاقهای برقی و گازی و آجرهای نسوز استفاده می‌شود.

 چسب سنتزی

الاستومرها : که شامل چسب‌های کائوچویی مصنوعی است و در صنعت کشتی سازی و صنایع هواپیما سازی کاربرد دارند. مانند چسب لاستیک که محلول کائوچو در بنزین است و یا چسب «اوهو» و مشابه آن که از مشتقات وینیلی در حلال‌هایی نظیر استون و اسید استواستیک حاصل می شود، این نوع چسب‌ها قدرت چسبانندگی همه چیز (غیر از لاستیک) را دارند. از این رو ، کاربردهای گوناگون و مهمی در صنعت ، تجارت و منازل پیدا کرده اند.

 ترموپلاست‌ها : که شامل پلی اکریل و سیانواکریلات‌هااند که به «چسب فوری» معروف‌اند و اتصال محکم بین قطعات مختلف ایجاد می‌کند. (در حد چسب‌های اپوکسی). برخی معتقدند که سیانواکریلات یک منومر فعال است که در مجاورت مختصر رطوبت موجود در هوا بصورت پلیمر در می‌آید. از این رو ، برای محیط‌های خشک مناسب نیست.

 چسب اپوکسی : که از تراکم دی فنیلو پروپان و اپیکلرهیدرین حاصل می‌شود. نوعی از آن در تجارت به نام چسب دوقلو متداول است که شامل دو قسمت است، یک قسمت ماده چسب‌دار ، و قسمت دیگر یک ماده کاتالیزور است که موجب تغییر در ماده چسب‌دار و عمل چسبانندگی آن می‌شود. قدرت چسبانندگی چسب اپوکسی فوق‌العاده زیاد است و در هواپیما سازی ، ساختن اطاق خودروها ، و پل سازی و ... کاربرد دارد.

 نوار چسب‌ها : جنس این نوع نوارها ممکن است از پارچه ، کاغذ ، طلق ، و یا پلاستیک پلی کلرید وینیل (p.v.c) باشد که به چسب‌هایی مانند چسب‌های کائوچویی و سرشیم آغشته شده‌اند.

 چسب بتونه‌ای

بتونه‌ها ، خمیرهای نرم و چسبناکی‌اند که به کندی در هوا خشک می‌شوند و برای پرکردن شکاف‌ها و منافذ ، بویژه در بخاری مصرف می‌شود. مهمترین انواع بتونه‌ها عبارت است از :

 بتونه شیشه : که از مخلوط پودر کربنات کلسیم و روغن کتان تهیه می‌شود و در هوا نسبتا به سرعت خشک و سخت می‌شود. اما پس از سخت شدن ، دوباره در روغن کتان به صورت خمیر نرم و قابل استفاده در می‌آید.

 بتونه آبی : که در تهیه آکواریم مصرف دارد و از مخلوط کردن پودر اکسید سرب (Pbo) با روغن کتان بدست می‌آیند.

بتونه گلسیرین و اکسید سرب : از اختلاط اکسید سرب و گلسیرین تهیه می‌شود و در مقابل آب ، اسید و قلیا مقاوم است و پس از 45 دقیقه سفت می‌شود و برای بتونه کردن چوب ، شیشه ، چینی ، سرامیک و اشیای سنگی مصرف دارد.

 گرد بتونه : که به صورت آرد سفید رنگی شامل چهار قسمت گچ پخته و یک قسمت صمغ عربی است و در موقع استفاده ، آن را در آب و یا محلول اسید بوریک به صورت خمیر در می‌آورند و با آن اشیای ظریف ساخته شده از سنگ سفید ، چینی ، و شاخ سفید را بتونه می‌کنند.

  كلمات كليدي: رنگ، توليد رنگ، رنگ روغن، رنگ پلاستيكي، رنگ دانه، رنگ اتومبيل

 رنگ در دنیای امروز نقش بسیار مهمی در پرورش ذوق و قرایح بشری و ارضای نیازهای زیبا شناختی وی ایفا می کند. بدین جهت است که احساس رنگ را به تعبیری حس هفتم می گویند.

انسان در پهنه تولید تزئین خانه ها ، پوشاک و حتی نوشابه ها در هنر ، نقاشی ، صنایع کشتیرانی و امور ارتباطات محصولات مصرفی در صنایع فضایی و خلاصه در همه شئونات با رنگ سر و کار دارد . بطور کلی از رنگ علاوه بر ایجاد زیبایی محیط جهت حفاظت اشیا در مقابل عوامل طبیعی و غیره استفاده می شود .

 تاریخچه

سابقه استفاده از مواد رنگی توسط انسان به دوران غارنشینی می رسد. اولین کاربرد واقعی و عملی مواد رنگی را می توان در ساختن کشتی نوح مربوط دانست که برای جلوگیری از نفوذ آب و پوسیدگی آن از مواد رنگی استفاده شده بود. بعدها از مواد رنگی برای حفاظت چوب از پوسیدگی در بناهای چوبی و زمانی که استفاده از وسایل آهنی متداول شد. برای جلوگیری از زنگ زدن آنها استفاده می شد .

 اجزای تشکیل دهنده رنگ ها

هر رنگ اصولا از دو قسمت اصلی تشکیل شده است که عبارتند از:

  رنگ دانه :

که ماده رنگی نامحلول در آن است ( خاک رس ناخالص رنگی و پودر برف از سنگهای رنگی به عنوان اولین رنگ دانه ها مورد استفاده انسان قرار می گرفتند ).

  محمل رنگها:

مایعی است که با رنگ دانه مخلوط شده کاربرد آنرا آسان می کند و در چسبیدن آن کمک می کند ( از سفیده تخم مرغ چسب عسل محلول قند به عنوان محمل های رنگ استفاده می شد. امروزه متداول ترین محمل های رنگ دانه ها را آب یا روغن تشکیل می دهد. از اینرو رنگ ها را به دو دسته رنگ‌های روغنی و رنگ‌های آلی تقسیم می کنند.

 انواع رنگ دانه ها

اکسید ها :

 لیمونیت ( Fe2O3.2H2O ) برای تهیه رنگ قرمز مصرف می شود و یکی از قدیمی ترین رنگ دانه هاست.

 هماتیت ( Fe2O3 ) برای تهیه رنگ قرمز روشن بکار می رود.

 دی اکسید تیتان ( TiO2 ) برای تهیه رنگ سفید روشن و بسیار مرغوب که در هوا تیره نمی شود به کار می رود. معمولا آن را با سولفات باریم مخلوط می کنند.

 ZnO که از مهم ترین رنگ دانه های سفید است و از تجزیه کربنات روی و یا سوزاندن فلز روی در هوا حاصل می شود.

سرنج ( Pb2O3 ) که رنگ سرخ یا قرمز تیره دارد و بیشتر برای پوشانیدن سطح قطعات فو لادی به منظور حفاظت آن ها از زنگ زدن ، کاربرد دارد.

 سولفید روی و لیتوپن :

سولفید روی برای تهیه رنگ سفید مات مصرف می شود و از مزایای آن این است که بر خلاف سفید اب سرب در هوا سیاه نمی شود. این رنگ دانه معمولا در تجارت بصورت مخلوطی از سولفید روی و سولفات باریم به نام لیتوپن مصرف دارد که رنگ سفید بسیار مرغوب است.

 سفید اب سرب :

این رنگ دانه عمدتا شامل Pb(OH)2 , pbCO3 که از قرن ها پیش شناخته شده بود . قدرت پوشش آن ها زیاد است ولی در هوا به علت وجود H2O به مرور سیاه می شود . برای تبدیل مجدد آن به رنگ سفید می توان از تاثیر پر اکسید هیدروژن بر آن استفاده کرد.

 دوده چراغ و زغال استخوان :

یکی از اجزایی رنگ سیاه و مرکب است و برای تغییر رنگ سفید به میزان دلخواه نیز مصرف می شود.

 رنگ دانه های فلزی :

مانند پودر آلومینیم در روغن جلا که که از آن برای حفاظت وسایل آهنی و فولادی استفاده می شود.

برنز آلومینیم ( آلیاژ AL,CU) در روغن جلا که از آن برای ایجاد رنگ بسیار زیبای طلایی برای دور قاب ها و ... استفاده می شود.

 رنگ دانه های الوان :

  رنگ دانه های آبی :

مهم ترین این این رنگ دانه ها آبی پروس و آبی نیلی یا لاجورد است. آبی پتروس که یکی از مهم ترین رنگ های آبی است . لاجورد نیز یکی از رنگ های آبی مرغوب است که از حرارت دادن مخلوط کائولین ، کربنات سدیم ، گوگرد و زغال سنگ در غیاب هوا حاصل می شود.

 رنگ دانه های زرد :

مهم ترین این رنگ دانه ها کرومات روی و کرومات سرب است . از قطران زغال سنگ نیز رنگ دانه های الوانی بصورت نمک های نامحلول فلزات به دست می آید که در هیدروکسید آلومینین بصورت ژله می بندد. این ژله را پس از خشک کردن به صورت پودر با رنگ دانه های نظیر کربنات کلسیم و سیلسس مخلوط می کنند و در انواع رنگ های مورد نیاز به کار می برند.

 رنگ‌های روغنی

در این نوع رنگ‌ها ، رنگ دانه را در یک روغن خشک شونده که استر گلیسیرین با اسیدهای چرب نظیر اسیدهای اولیک و یا لینولنیک می باشد حل می کنند. این روغن‌‌ها در هوا اکسیده شده و به ترکیبات سیر شده تبدیل می شوند و لایه‌ای سخت مقاوم و محافظ تشکیل می دهند که از نفوذ آب در رنگ دانه جلوگیری می کنند.

 رقیق کننده :

برای رقیق کردن و سهولت کاربرد رنگ به کار می رود و معمولا یک حلال هیدرو کربنی نظیر ترپنتین است که به روغن تربانتین شهرت دارد.

 خشک کننده :

یکی از اجزای رنگ‌های روغنی است که در حقیقت نقش کاتالیزور در تسریع اکسیداسیون و خشک شدن رنگ ها را دارد و معمولا مخلوطی از اکسید های سرب ، منگنز و کبالت در ( روغن بزرک )بصورت استر مصرف می شود.

 رنگ‌های پلاستیکی

با اضافه کردن رزین های سنتزی نظیر رزین حاصل از فنل و فرمالدئید که خاصیت پلاستیکی دارد در روغن جلا رنگ های پلاستیکی حاصل می شود. این نوع رنگ ها به خاطر دوام و قابل شستشو بودن اهمیت و کاربردهای زیادی دارد.

 رنگ‌های لعابی یا مات

با اضافه کردن رنگ هایی نظیر TiO2 به روغن جلا آن را به صورت مات درآورده و بعد برای مات کردن هر نوع رنگی به کار می رود .

 رنگ اتومبیل

این نوع رنگ ها باید این ویژگی را داشته باشند که به سرعت در هوا خشک شوند. برای این منظور رنگ دانه را در حلال های آلی بسیار فرار نظیر استات آمیل ، استات اتیل یا استات بوتیل حل می کنند . برای رنگ‌های متالیک ( فلزی ) از رنگ دانه های فلزی استفاده می شود .

 رنگ‌های محلول در آب

این نوع رنگ ها از معلق کردن رنگ دانه ها در آب مخلوط با یک چسب محلول در آب تهیه می شوند. از رنگ‌های روغنی ارزانترند و قابل شستشو نمی باشند .

 

 

 

 

 

لینک


هالیدهای هیدروژن    

   پیوندهای هیدروژنی بین مولکولهای HF 

مقدمه

هالیدهای هیدروژن ، ترکیباتی هستند مرکب از هیدروژن و هالوژنها. با این ترکیبات و روشهای تهیه این مواد آشنا می‌شویم.

 واکنش مستقیم هالوژنها و هیدروژن

هر یک از هالیدهای هیدروژن را می‌توان از واکنش مستقیم هیدروژن با هالوژن مربوط بدست آوردک

 X2 + H2 -----> 2HX

 شدت واکنش از فلوئور تا ید به‌طور محسوسی کاهش می‌یابد. این واکنشها منابع صنعتی مهمی برای HI , HBr , HCl به شمار می‌آیند.

 اثر اسید سولفوریک بر هالیدهای طبیعی

HCl , HF در صنعت ، از تاثیر سولفوریک اسید گرم و غلیظ بر هالیدهای طبیعی مربوطه ، CaF2 , NaCl تهیه می‌شوند.

 CaF2 + H2SO4 -----> CaSO4 + 2HF

 NaCl + H2SO4 -----> NaHSO4 + HCl

 همه هالیدهای هیدروژن در دمای معمولی ، گازهای بی‌رنگند، در صورتی که اسید سولفوریک ، مایعی با نقطه جوش بالاست. بنابراین واکنشهای بالا ، نمونه‌هایی از روش عمومی تهیه اسیدهای فرار از ترکیب نمکهای آنها و اسیدهای غیر فرار است. در دمای بالاتر (مثلا در 500 درجه سانتی گراد) ، NaCl و NaHSO4 نیز بر یکدیگر اثر می‌کنند.

 NaCl + NaHSO4 -----> HCl + Na2SO4

 عدم امکان تهیه HI و HBr با استفاده از این روش

هیدروژن برمید و هیدروژن یدید را نمی‌توان از تاثیر اسید سولفوریک غلیظ بر برمیدها یا یدیدها بدست آورد، زیرا این آنیون‌ها توسط اسیدسولفوریک گرم و غلیظ اکسید و به هالوژن ‌آزاد تبدیل می‌شوند. یونهای برمید یدید آسان‌تر از آنیونهای فلوئورید و کلرید ، اکسید می‌شوند.

 2NaBr + 2H2SO4 ----> Br2 + SO2 + Na2SO4 + H2O

 چون قدرت کاهندگی یون یدید بیش از یون برمید است (آسانتر اکسید می‌شود)، لذا ، در واکنش NaI با اسید سولفوریک گرم و غلیظ ، H2S ، S و همچنین SO2 به عنوان محصولات عمل کاهش ، حاصل می‌شوند.

 تاثیر اسید سولفوریک بر هالیدها

HI و HBr خالص را می‌توان از تاثیر اسید فسفریک بر NaBr یا NaI بدست آورد. اسید فسفریک اساسا یک اسید غیر فرار و اکسنده ای ضعیف است:

NaBr + H3PO4 ----> HBr + NaH2PO4

NaI + H3PO4 ----> HI + NaH2PO4

 هالیدهای هیدروژن را می‌توان از اثر آب بر تری‌هالیدهای فسفر (PX3) بدست آورد.

PX3 + 3H2O ----> 3HX + H3PO3

 مولکول HCl 

 تهیه HI و HBr به روش آزمایشگاهی

برای تهیه HI و HBr روش آزمایشگاهی آسانی توسعه یافته است. در این روش ، از تاثیر فسفر قرمز ، برم ، ید و مقدار محدودی آب بر یکدیگر استفاده شده و جدا کردن تری‌هالید فسفر حد واسط ضرورتی ندارد.

خواص فیزیکی هالیدهای هیدروژن

مولکولهای هیدروژن فلوئورید از طریق تشکیل پیوند هیدروژنی به هم می‌پیوندند. بخار این اسید در نزدیکی نقطه جوش آن (19,4 درجه سانتی‌گراد) شامل مجموعه‌هایی تا 6(HF) است. ولی در دماهای بالاتر ، تعداد کمتری از مولکولها در این مجموعه شرکت می‌کنند. گازهای HI , HBr , HCl تک‌مولکولی هستند. تعداد پیوندهای هیدروژنی در HF مایع و جامد بیش از HF گازی است، به همین علت ، نقطه ذوب و نقطه جوش HF در مقایسه با نقطه ذوب و جوش سایر هالیدهای هیدروژن به‌طور غیرعادی بالا است.

تمام هالیدهای هیدرژن به مقدار زیاد در آب حل می‌شوند. محلول این اسیدها در آب ، هیدروهالیک اسید نامیده می‌شود. مثلا محلول HI در آب ، هیدرویدیک اسید نام دارد. پیوند H-F قوی تر از هر پیوند H-X دیگر است. HF در محلول آبی اسید ضعیفی است ، حال آنکه HI , HBr , HCl کاملا تفکیک می‌شوند. به همین علت ، هیدروفلوئوریک اسید را نمی‌توان در بطریهای شیشه‌ای نگهداری کرد، بلکه این منظور باید از ظروف پلاستیکی یا مومی استفاده شود.

لینک


سختی آب

آب سخت آبی است که حاوی نمك‌ هاي معدني از قبيل ترکیبات کربنات‌های هیدروژنی، کلسیم، منیزیم و ... است. سختی آب بر دو نوع است: دایمی و موقت.

تغییرات سختی آب بر حسب آنکه آب در موقع نفوذ در زمین از قشرهای آهکی و منیزیمی و گچی گذشته و یا نگذشته باشد، کم یا زیاد می‌شود. آبهای نواحی آهکی، سختی زیادتری تا آبهای نواحی گرانیتی و یا شنی دارند. سختی آب در عرض سال هم ممکن است تغییر نماید. معمولاً سختی آبها در فصل باران کم و در فصل خشکی زیاد می‌شود.

مضرات آب سخت:

آب سخت برای مصرف در کارخانجات مناسب نیست. از مضرات آن ایجاد قشر آهکی بر روی جداره دیگ و خوردگی آن می شود.

سختي آب، عامل تشکيل رسوب در ديگهاي بخار، مبدلهاي حرارتي، برجهاي خنک کننده و سيستمهاي سرد کننده مي باشد. اگر آب سخت براي شستشو به کار رود، صابون هدر مي رود. در صنايع نساجي و رنگرزي کيفيت رنگ افت مي کند. انحلال سود سوز آور در آب، منيزيم را به صورت هيدروکسيد منيزيم رسوب مي دهد. سختي بيش از حد باعث سوء هاضمه و بروز بيماريهاي کليوي مي شود.

جهت رفع سختی آب، تعداد زیادی مواد شیمیایی موجود است، که دارای کربنات سدیم هستند. این مواد را قبل از ورود آب، به دیگ ها اضافه می کنند. که باعث گرفتن سختی آب می شود. و یا در دیگ بر اثر افزودن این مواد، آهک و گچ را رسوب می‌دهند (باعث شناور شدن رسوب در آب دیگ می شود) و دیگر این رسوب، محکم به جدار دیگ نمی‌چسبد بطوری که می‌توان آنرا به آسانی پاک نمود.

البته به یاد داشته باشید جهت خروج این رسوبات معلق شده در دیگ باید طبق یک برنامه زمان بندی شده و منظم اقداماتی از جمله زیرآب زدن به صورت مداوم تکرار شود. (درصورت درخواست تمایل به آگاهی از این برنامه زمانبندی، جهت خروج این مواد معلق و همچنین تهیه این مواد و دریافت مشاوره بیشتر با شرکت بخارپویان تماس حاصل فرمایید.)

سختی زدایی

برای برطرف کردن سختی موقت آب، با جوشاندن آن کربنات‌ های هیدروژن محلول، به کلسیم نامحلول تبدیل شده و تشکیل رسوب می‌دهند. این رسوب در مناطق دارای آب سخت، درون دیگ ها دیده‌ می‌شود. سختی دایمی آب را می‌توان با کمک نرم‌ کننده‌های تبادل کننده یون، مانند پرموتیت برطرف کرد. آبی که در طبیعت وجود دارد تقریباً همیشه ناخالص می‌باشد. زیرا اغلب دارای گچ، آهک، نمک طعام، ترکیبات منیزیم، آهن، اکسیژن و ازت، انیدرید کربنیک، ترکیبات آلی و غیره است، مقدار این ناخالصی ها در آبهای مناطق مختلف متفاوت است.

یکی از اجسام گیرنده سختی آب تری ناتریم فسفات Na3PO می‌باشد، که با اسم آلبرت ‌تری بکار می‌رود. یون کلسیم موجود در آب بر اثر ناتریم فسفات تبدیل به تری کلسیم فسفات PO42Ca3 می‌گردد و رسوب می‌نماید.

بر اثر پختن بی‌کربنات، کلسیم آب تبدیل به کربنات می‌شود و رسوب می‌نماید،

 (Ca3H2Ca  → CO3Ca + CO2 + H2O) و بی کربنات کلسیم آب، بر اثر کربنات سدیم، گچ و بی‌کربنات کلسیم، به کربنات کلسیم تبدیل می‌شود و رسوب می‌گردد:

Ca3H2Ca + CO3Na → CO3Ca + 2CO3HNa


SO4Ca + CO3Na2      → CO3Ca + SO4Na2

اخیرا به مقدار زیاد از رزین ها که قادرند تعویض یون کنند، برای رفع سختی آب استفاده می‌کنند. رزین لواتیت در آلمان و آمبرلیت و دووکس در آمریکا استعمال می‌گردد.

درجه سختی آب:

درجه سختی آب را از روی مقدار کلسیم و منیزیم موجود در آن تعیین می‌کنند.
در آلمان اگر آبی ده میلی گرم CaO در یک لیتر داشته باشد می‌گویند درجه سختی آب یک است.
در فرانسه اگر آبی در یک لیتر ده میلی گرم کربنات کلسیم یا همسنگ آن کربنات منیزیم داشته باشد می‌گویند که یک درجه سختی دارد.

در انگلستان اگر آبی ده میلی گرم کربنات کلسیم و یا همسنگ آن کربنات منیزیم در ۰.۷ لیتر داشته باشد یک درجه سختی دارد.

برای تعیین سریع سختی آب، کارخانه شیمیایی واقع در آلمان قرصهایی ساخته است. در یک لوله آزمایش مخصوص و مدرج، آب مورد آزمایش را تا خط نشان لوله پر می‌نمایند، و به‌ وسیله معرفی که همراه بسته قرصهاست رنگ این آب را قرمز می‌کنند و آگاه آنقدر از این قرصها در آن می ‌اندازند تا رنگ آب سبز گردد. شماره قرصهای ریخته شده در لوله آزمایش برابر درجه سختی آب می‌باشد. دقت این روش تا نیم درجه است. در ایران معمولا از کیت های خاصی استفاده می شود. (جهت دریافت این کیتها با بخارپویان تماس حاصل فرمایید)

سختي گير:

سختي گيري براي جدا كردن دو عنصر كلسيم و منيزيم بكار ميرود. اگر اين دو عنصر از آب جدا نشوند، همان اتفاقي در ديگ بخار مي‌افتد كه در كتري رخ مي‌دهد. در واقع رسوبات، سطح بين لوله هاي آتش خوار با آب را كاهش مي دهد و انرژي بيشتري براي توليد ميزان معيني فشار مصرف مي‌شود. همچنين پاكسازي اين لوله ها علاوه بر هزينه بر بودن خط توليد را نيز متوقف مي‌كند.

اين بخش از دو مخزن تشكيل مي‌شود، مخزن اول شامل بافت رزين سه ‌بعدي بوده كه با منيزيم تركيب شده RMg بوجود مي‌آورد در نتيجه سختي آب از بين مي‌رود ولي نمي‌توان آن را به فاضلاب هدايت كرد. چون رزين از دست خواهد رفت. سپس مخزن دوم به عنوان مخزن احيا استفاده مي شود. در اين مخزن آب‌ نمك وجود دارد. واكنشهاي به صورت زير انجام مي‌شود. (واکنش زير، با تركيب رزين و منيزيم انجام مي گیرد).

واكنش اول :    MgSo4 + R ---> RMg + So4

واكنش دوم :   NaCl + RMg + So4 ---> RNa + MgCl2

اكنون آب وارد مخزن نمک شده، و RNa مجددا با سولفات منيزيم تر كيب شده و توليد RMg مي‌نمايد. كه با انجام چرخه‌ایي اين واكنش ‌ها، رزين مجددا احيا شده و از چرخه احیا خارج مي‌شود.

اكنون سختي آب گرفته شده. ولي براي وارد شدن به داخل ديگ باز مشکلاتی وجود دارد.
لازم به ذکر است همان گونه که بیان شد، دستگاه سختی گیر تنها قادر به جداسازی دو عنصر مضر کلسیم و منیزم است. جهت جداسازی دیگر عنصرها از آب دیگ بخار و تاسیسات، تدابیر دیگری باید در نظر گرفت.(جهت دریافت اطلاعات در این خصوص با بخارپویان تماس حاصل فرمایید)
لازم به یادآوری می باشد، در زمان تولید در کارخانه و کارکرد مداوم دیگ بخار، ممکن است بیش از ظرفیت سختی گیر آب مصرفی از آنها عبور کند، که مسلما تمامی املاح کلسیم و فسفر به قطع فیلتر و جداسازی نمی شود. در این صورت تدبیر ثمر بخش موادی است که املاح منیزم و کلسیمی که فیلتر نمی شوند را، در آب جوش به هنگام کار دائم دیگ بخار به صورت غیر قابل رسوب در می آورد، و مانع چسبیدن آنها به سطح فلز مخزن آب، روی لوله ها و کوره می شود. که با قیمت بسیار ارزانی در دسترس می باشند. و با اضافه نمودن آنها به آب مصرفی دیگ بخار و درین های (زیرآب زنی) مرتب طبق آزمایش های لازم آب ورودی دیگ، این املاح معلق و نچسب به هرز آب فرستاده می شود. (جهت دریافت این مواد با بخارپویان تماس حاصل فرمایید)

شهرهای با آب سخت

اکثر شهر های ایران و البته شهر های قم، زاهدان، دلیجان، ساوه، سمنان و... از شهرهایی هستند که آب آنها از سختی بالایی برخوردار است. بدیهی است که، رفع سختی آب از وظایف بسیار مهم اپراتور در طول نگهداری روزانه و شیفت کاری است، و به جهت جلوگیری از صدمات مخرب و گاهی غیر قابل جبران و مصیبت بار بعدی که در مدت کوتاهی به سیستم تاسیسات وارد می گردد تدبیر لازم با هزینه ای بسیار اندک در قبال تاسیساتی حرارتی که به قطع قسمتی حیاتی برای تولید مداوم و مستمر است، اتخاذ گردد. جهت کسب اطلاعات بیشتر با واحد شیمی آب برق و بخار تماس حاصل فرمایید. اما لازم است که سختی آب در تمامی کارخانه جات سراسر کشور به صورت دوره ای و تحت نظارت متخصصان این بخش کنترل گردد. تا از بروز هزینه های هنگفت در آینده ای بسیار نزدیک جلوگیری شود.

 

لینک


خوردگی ، ( Corrosion ) :

  خوردگی ، ( Corrosion ) ، اثر تخریبی محیط بر فلزات و آلیاژها می‌‌باشد. خوردگی ، پدیده‌ای خودبه‌خودی است و همه مردم در زندگی روزمره خود ، از بدو پیدایش فلزات با آن روبرو هستند. در اثر پدیده خودبه‌خودی ، فلز از درجه ‌اکسیداسیون صفر تبدیل به گونه‌ای با درجه ‌اکسیداسیون بالا می‌‌شود.

 M ------> M+n + ne

در واقع واکنش اصلی در انهدام فلزات ، عبارت از اکسیداسیون فلز است.

تخریب فلزات با عوامل غیر خوردگی

فلزات در اثر اصطکاک ، سایش و نیروهای وارده دچار تخریب می‌‌شوند که تحت عنوان خوردگی مورد نظر ما نیست.

 فرایند خودبه‌خودی و فرایند غیرخودبه‌خودی

خوردگی یک فرایند خودبخودی است، یعنی به زبان ترمودینامیکی در جهتی پیش می‌‌رود که به حالت پایدار برسد. البته M+n می‌‌تواند به حالتهای مختلف گونه‌های فلزی با اجزای مختلف ظاهر شود. اگر آهن را در اتمسفر هوا قرار دهیم، زنگ می‌‌زند که یک نوع خوردگی و پدیده‌ای خودبه‌خودی است. انواع مواد هیدروکسیدی و اکسیدی نیز می‌‌توانند محصولات جامد خوردگی باشند که همگی گونه فلزی هستند. پس در اثر خوردگی فلزات در یک محیط که پدیده‌ای خودبه‌خودی است، اشکال مختلف آن ظاهر می‌‌شود.

 بندرت می‌‌توان فلز را بصورت فلزی و عنصری در محیط پیدا کرد و اغلب بصورت ترکیب در کانی‌ها و بصورت کلریدها و سولفیدها و غیره یافت می‌‌شوند و ما آنها را بازیابی می‌‌کنیم. به عبارت دیگر ، با استفاده ‌از روشهای مختلف ، فلزات را از آن ترکیبات خارج می‌‌کنند. یکی از این روشها ، روش احیای فلزات است. بعنوان مثال ، برای بازیابی مس از ترکیبات آن ، فلز را بصورت سولفات مس از ترکیبات آن خارج می‌‌کنیم یا اینکه آلومینیوم موجود در طبیعت را با روشهای شیمیایی تبدیل به ‌اکسید آلومینیوم می‌‌کنند و سپس با روشهای الکترولیز می‌‌توانند آن را احیا کنند.

 برای تمام این روشها ، نیاز به صرف انرژی است که یک روش و فرایند غیرخودبه‌خودی است و یک فرایند غیرخودبه‌خودی هزینه و مواد ویژه‌ای نیاز دارد. از طرف دیگر ، هر فرایند غیر خودبه‌خودی درصدد است که به حالت اولیه خود بازگردد، چرا که بازگشت به حالت اولیه یک مسیر خودبه‌خودی است. پس فلزات استخراج شده میل دارند به ذات اصلی خود باز گردند.

 در جامعه منابع فلزات محدود است و مسیر برگشت طوری نیست که دوباره آنها را بازگرداند. وقتی فلزی را در اسید حل می‌‌کنیم و یا در و پنجره دچار خوردگی می‌‌شوند، دیگر قابل بازیابی نیستند. پس خوردگی یک پدیده مضر و ضربه زننده به ‌اقتصاد است.

 جنبه‌های اقتصادی فرایند خوردگی

برآوردی که در مورد ضررهای خوردگی انجام گرفته، نشان می‌‌دهد سالانه هزینه تحمیل شده از سوی خوردگی ، بالغ بر 5 میلیارد دلار است. بیشترین ضررهای خوردگی ، هزینه‌هایی است که برای جلوگیری از خوردگی تحمیل می‌‌شود.

 پوششهای رنگها و جلاها

ساده‌ترین راه مبارزه با خوردگی ، اعمال یک لایه رنگ است. با استفاده ‌از رنگها بصورت آستر و رویه ، می‌‌توان ارتباط فلزات را با محیط تا اندازه‌ای قطع کرد و در نتیجه موجب محافظت تاسیسات فلزی شد. به روشهای ساده‌ای می‌‌توان رنگها را بروی فلزات ثابت کرد که می‌‌توان روش پاششی را نام برد. به کمک روشهای رنگ‌دهی ، می‌‌توان ضخامت معینی از رنگها را روی تاسیسات فلزی قرار داد.

 آخرین پدیده در صنایع رنگ سازی ساخت رنگهای الکتروستاتیک است که به میدان الکتریکی پاسخ می‌‌دهند و به ‌این ترتیب می‌توان از پراکندگی و تلف شدن رنگ جلوگیری کرد.

 پوششهای فسفاتی و کروماتی

این پوششها که پوششهای تبدیلی نامیده می‌‌شوند، پوششهایی هستند که ‌از خود فلز ایجاد می‌‌شوند. فسفاتها و کروماتها نامحلول‌اند. با استفاده ‌از محلولهای معینی مثل اسید سولفوریک با مقدار معینی از نمکهای فسفات ، قسمت سطحی قطعات فلزی را تبدیل به فسفات یا کرومات آن فلز می‌‌کنند و در نتیجه ، به سطح قطعه فلز چسبیده و بعنوان پوششهای محافظ در محیط‌های خنثی می‌‌توانند کارایی داشته باشند.

 این پوششها بیشتر به ‌این دلیل فراهم می‌‌شوند که ‌از روی آنها بتوان پوششهای رنگ را بر روی قطعات فلزی بکار برد. پس پوششهای فسفاتی ، کروماتی ، بعنوان آستر نیز در قطعات صنعتی می‌‌توانند عمل کنند؛ چرا که وجود این پوشش ، ارتباط رنگ با قطعه را محکم‌تر می‌‌سازد. رنگ کم و بیش دارای تحلخل است و اگر خوب فراهم نشود، نمی‌‌تواند از خوردگی جلوگیری کند.

 پوششهای اکسید فلزات

اکسید برخی فلزات بر روی خود فلزات ، از خوردگی جلوگیری می‌‌کند. بعنوان مثال ، می‌‌توان تحت عوامل کنترل شده ، لایه‌ای از اکسید آلومینیوم بر روی آلومینیوم نشاند. اکسید آلومینیوم رنگ خوبی دارد و اکسید آن به سطح فلز می‌‌چسبد و باعث می‌‌شود که ‌اتمسفر به‌ آن اثر نکرده و مقاومت خوبی در مقابل خوردگی داشته باشد. همچنین اکسید آلومینیوم رنگ‌پذیر است و می‌‌توان با الکترولیز و غوطه‌وری ، آن را رنگ کرد. اکسید آلومینیوم دارای تخلخل و حفره‌های شش وجهی است که با الکترولیز ، رنگ در این حفره‌ها قرار می‌‌گیرد.

 همچنین با پدیده ‌الکترولیز ، آهن را به ‌اکسید آهن سیاه رنگ (البته بصورت کنترل شده) تبدیل می‌‌کنند که مقاوم در برابر خوردگی است که به آن "سیاه‌کاری آهن یا فولاد" می‌‌گویند که در قطعات یدکی ماشین دیده می‌‌شود.

 پوششهای گالوانیزه

گالوانیزه کردن (Galvanizing) ، پوشش دادن آهن و فولاد با روی است. گالوانیزه ، بطرق مختلف انجام می‌‌گیرد که یکی از این طرق ، آبکاری با برق است. در آبکاری با برق ، قطعه‌ای که می‌‌خواهیم گالوانیزه کنیم، کاتد الکترولیز را تشکیل می‌‌دهد و فلز روی در آند قرار می‌‌گیرد. یکی دیگر از روشهای گالوانیزه ، استفاده ‌از فلز مذاب یا روی مذاب است. روی دارای نقطه ذوب پایینی است.

 در گالوانیزه با روی مذاب آن را بصورت مذاب در حمام مورد استفاده قرار می‌‌دهند و با استفاده ‌از غوطه‌ور سازی فلز در روی مذاب ، لایه‌ای از روی در سطح فلز تشکیل می‌‌شود که به ‌این پدیده ، غوطه‌وری داغ (Hot dip galvanizing) می‌گویند. لوله‌های گالوانیزه در ساخت قطعات مختلف ، در لوله کشی منازل و آبرسانی و ... مورد استفاده قرار می‌‌گیرند.

 پوششهای قلع

قلع از فلزاتی است که ذاتا براحتی اکسید می‌‌شود و از طریق ایجاد اکسید در مقابل اتمسفر مقاوم می‌‌شود و در محیطهای بسیار خورنده مثل اسیدها و نمکها و ... بخوبی پایداری می‌‌کند. به همین دلیل در موارد حساس که خوردگی قابل کنترل نیست، از قطعات قلع یا پوششهای قلع استفاده می‌‌شود. مصرف زیاد این نوع پوششها ، در صنعت کنسروسازی می‌‌باشد که بر روی ظروف آهنی این پوششها را قرار می‌‌دهند.

 پوششهای کادمیم

این پوششها بر روی فولاد از طریق آبگیری انجام می‌‌گیرد. معمولا پیچ و مهره‌های فولادی با این فلز ، روکش داده می‌‌شوند.

 فولاد زنگ‌نزن

این نوع فولاد ، جزو فلزات بسیار مقاوم در برابر خوردگی است و در صنایع شیر آلات مورد استفاده قرار می‌گیرد. این نوع فولاد ، آلیاژ فولاد با کروم می‌‌باشد و گاهی نیکل نیز به ‌این آلیاژ اضافه می‌‌شود.

 واکنشگر رسوب دهنده :

واکنشگرهای رسوب دهنده موادی هستند که محلول آنها برای رسوب دادن یونهای مختلف بکار می‌رود. این واکنشگرها به دو صورت آلی و معدنی وجود دارند و بطور گسترده در شیمی تجزیه مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 برای اولین بار در سال 1905 میلادی چوگایف دانشمند روسی واکنش دی‌متیل کلی‌اکسیم با یون نیکل را کشف کرد و از آن برای شناسایی و اندازه‌گیری یون نیکل استفاده نمود. ولی توسعه واقعی و سریع واکنشگرهای آلی و استفاده از آنها در شیمی تجزیه از سال 1945 میلادی شروع شد. علت آن نیز گسترش صنایع نوین و اهمیت تجزیه مقادیر جزئی در این صنایع بود.

 طبقه‌بندی واکنشگرهای رسوب دهنده

واکنشگرهای رسوب دهنده معدنی

مواد معدنی که محلول آنها برای رسوب دادن یونهای فلزی بکار می‌روند عبارتند از اسیدهای معدنی ضعیف یا قوی نظیر  یا نمکهای محلول آنها. اسید سولفوریک و سولفات هیدروژن یونها را به صورت سولفید رسوب می‌دهند، اسید سولفوریک برای رسوب دادن یون باریم و اسید هیدروکلریک برای رسوب دادن یون نقره استفاده می‌شود.

 هیدروکسیدهای محلول نظیر سدیم و پتاسیم و آمونیاک برای رسوب دادن یونهای فلزی به صورت هیدروکسید بکار می‌روند. همچنین از یونهای فلزی هم می‌توان به عنوان عامل رسوب دهنده آنیونهایی که با آنها رسوب کم محلول می‌دهند استفاده کرد.

 واکنشگرهای رسوب دهنده آلی

واکنشگرهای آلی در شیمی تجزیه کاربردهای فراوان دارند. از این واکنشگرها در وزن سنجی ، تیترسنجی ، روش قطره‌ای و جذب سنجی استفاده می‌شود. واکنشگرهای رسوب دهنده آلی دارای عواملی هستند که بوسیله آنها مولکول واکنشگر با یونهای معدنی ترکیب می‌شود و این عوامل بیشتر خاصیت اسیدی دارند.

 تقسیم بندی واکنشگرهای رسوب دهنده آلی

دسته اول با یونهای مورد نظر تولید رسوب معدنی می‌کنند (رسوب یونی). پیوند بین فلز و معرف از نوع الکترو والانس یا کواوالانسی است، مانند اکسالات که برای رسوب دادن کلسیم بکار می‌رود. این واکنشگرها در سطح وسیعی مورد استفاده قرار می‌گیرند. چند نمونه از واکنشگرهای مهم این دسته عبارتند از :

 دی متیل گلی اکسیم : محلول الکلی این واکنشگر در محیط آمونیاکی در مجاورت یون سیترات یا تارتارات با یون نیکل رسوب قرمز می‌دهد. تارتارات یا سیترات با پوشاندن یونهای مزاحم نظیر آهن مانع از تشکیل رسوب هیدروکسید این یونها در محیط قلیایی می‌شود.

 آلفا بنزوئین اکسیم : این ترکیب یک واکنشگر ویژه برای مس است و محلول الکلی آن در محیط آمونیاک و در مجاورت تارتارات با مس رسوب سبز رنگ می‌دهد که آن را در 110 درجه سانتیگراد خشک و سپس وزن می‌کنند.

 نمک سدیم HMPT : HMPT ( 1-هیدروکسی 4-متیل 2-پیریدین تیون) یک شناساگر انتخابی برای آهن و مس است. محلول نمک سدیم شناساگر در آب با آهن سه ظرفیتی رسوب بنفش رنگ می‌دهد. رسوب حاصل بلوری است و سریع صاف شده و در حرارت 110 درجه سانتیگراد خشک می‌شود. حساسیت آن بسیار بالا می‌باشد و برای وزن سنجی فوق‌العاده مناسب می‌باشد.

 این شناساگر (نمک سدیم ) در PH=10 در محیط آمونیاکی در مجاورت تارتارات با مس رسوب سبز رنگ می‌دهد که برای وزن سنجی مس استفاده می‌گردد. رسوب مس و آهن هر دو قابل استخراج بوسیله کلروفرم هستند، می‌توان مقادیر کم آنها را استخراج و برای طیف سنجی بکار برد.

دسته دوم واکنشگرهای رسوب دهنده آلی ، واکنشگرهای کی‌لیتی هستند و در ساختار فرمول این اجسام عواملی که قادر به دادن زوج الکترون و ایجاد پیوند کوئوردینانس کووالانس با یون فلز هستند، وجود دارد. رسوبهایی که دارای این نوع پیوند بوده و با یون فلز تولید یک حلقه جدید می‌نمایند، ترکیبات کی‌لیت نامیده می‌شوند.

مزایای استفاده از واکنشگرهای رسوب دهنده آلی

رسوب حاصل یونی نیست، پس حلالیت آن در آب بسیار کم است.

 داشتن جرم مولکولی زیاد ، فاکتور وزن سنجی کم می‌باشد و لذا صحت آزمایش بیشتر است.

 انحلال در حلالهای آلی ، که می‌توان توسط استخراج با یک حلال آلی از بقیه اجزا جدا کرد.

 رنگی بودن کمپلکس ، که می‌توان از این خاصیت برای شناسایی کیفی به روش قطره‌ای یا شناسایی کمی به روش طیف سنجی استفاده کرد.

 گزینش پذیری ، که تحت شرایط معیین مثلا در مجاورت با عوامل پوشاننده و PH معین ، یون خاصی را بطور انتخابی از بقیه اجزا جدا کرد.

 پایداری زیاد ، که پایداری یک رسوب آلی حاصل از ترکیب یک واکنشگر آلی با یک یون فلزی تابع نوع پیوند ، PH محیط ، اندازه یون فلزی و ... می‌باشد.

 

 

 

 

لینک


کروماتوگرافی

کروماتوگرافی  روش جزء به جزء کردن یک مخلوط  براساس قطبیت مولکول ها می باشد.کروماتوگرافی شامل  یک فاز متحرک(مخلوط)  می باشد که می خواهیم جداسازی نماییم واین مخلوط دریک مایع ویا گاز حل شده است و ازروی یک فاز  ساکن  عبور می نماید  اجسام موجود در مخلوط به علت قطبیت متفاوت با سرعت های مختلف ازروی فاز ساکن می گذرند .

سرعت حرکت هر جزء درمخلوط به چند عامل قطبیت بستگی دارد که مهمترین آنها یک جسم قطبی هم به حلال وهم به فازساکن جاذبه دارد جسمی که کندتر حرکت می کند بیشترین جاذبه رانسبت به فاز ساکن دارد.

 اساس کروماتوگرافی ، جذب سطحی مواد و توزیع آنها در دو فاز می‌باشد. یکی از فازها ثابت و فاز دیگر متحرک است که نمونه مورد نظر در فاز متحرک جدا می‌شود. فاز ثابت یا جامد است و یا مایع و فاز متحرک یا مایع است و یا گاز . اگر فاز ثابت ، جامد و فاز متحرک ، مایع باشد، به آن کروماتوگرافی مایع ـ جامد ( LSC ) گویند. اگر فاز متحرک ، گاز و فاز ثابت ، جامد باشد، به آن کروماتوگرافی گاز - جامد ( GSC ) گویند. اگر فاز متحرک ، مایع و فاز ثابت نیز مایع باشد به آن کروماتوگرافی مایع ـ مایع ( LLC یا HPLC ) گویند و در نهایت اگر فاز متحرک ، گاز و فاز ثابت ، مایع باشد، به آن کروماتوگرافی گاز - مایع       ( GLC یا VPC ) گویند.

 در LSC ، جدا شدن بر اساس جذب سطحی یا تعریض یون‌ها و یا تشکیل کمپلکس می‌باشد. در GSC اساس ، جداسازی جذب سطحی است. در LLC و GLC ، مواد بر اساس توزیع بین دو فاز جدا می‌شوند. پس کروماتوگرافی روشی برای جداسازی مخلوط بدلیل اختلاف تحرک آنها می‌باشد.

 کروماتوگرافی LSC در واقع نوعی کروماتوموگرافی جذبی است که مواد بر اساس اختلاف در قابلیت جذب خود روی سطح جامد از یکدیگر جدا می‌شوند. در GSC نیز اساس جداسازی جذب سطحی فاز گاز روی سطح جامد است. از این روش برای خالص سازی گازها استفاده می‌شود.

 کروماتوگرافی انواع گوناگون دارد ازجمله :

 1- کروماتوگرافی ستونی :که برای جداسازی های فوق العاده حساس مانند جداسازی ویتامین ها ٬ پروتئین ها ٬ وهورمون هابه کار می رود. که باروش های دیگربه آسانی جدا سازی نمی شوند. در این روش فاز ساکن شامل  یک ستون شیشه ای یاپلاستیکی است. که باماده ای نظیر آلومینیم اکسید ٬ کلسیم کربنات٬  منیزیم کربنات٬ زغال فعال شده٬ خاک رس٬ ژل ها و یا بسیاری ازترکیبات آلی دیگر  پر شده است. اندازه ذرات فازساکن درگستره(  150 تا 200μm ) می باشد. فاز متحرک شامل مخلوط همراه بایک حلال مناسب است که ازبالای ستون اضافه می شود .

 2-کروماتوگرافی یونی : دراین مورد ستون رااز رزین تبادل یون پر می کنند. بابه کاربردن رزین مناسب می توان یون های مثبت ویون های منفی راازهم جدانمود .

 3- کروماتوگرافی کاغذی : دراین روش به جای ستون شیشه ای از نوارهای کاغذی درظرف سربسته استفاده می شود قطره ای ازمخلوط رابرروی کاغذ گذاشته وانتهای کاغذرادرحلال مناسب قرار می دهند حلال براساس خاصیت موئینگی درکاغذ نفوذ نموده وباعث جداسازی اجزاء مخلوط می شود بردیدن چگونگی این نوع کروماتوگرافی دراینجا کلیک نمایید.

 ۴- کروماتوگرافی لایه نازک: این تکنیک که غالبا درجداسازی مخلوطهای مواد زیست شناختی مختلف به کار می رود بعضی ازتکنیک واصول به کاررفته درکروماتوگرافی ستونی وکاغذی باهم تلفیق شده است .

 5- کروماتوگرافی گازی :  یک تکنیک کروماتوگرافی برای تجزیه مایعات فرارومخلوط هایی ازگازهاو بخارات می باشد .گازهای   که باید تفکیک  شوند همراه با یک گاز بی اثر نظیر هلیم درفاز متحرک حمل می شود.

 انتخاب بهترین روش کروماتوگرافی

انتخاب نوع روش کروماتوگرافی بجز در موارد واضح (مانند کروماتوگرافی گازی در جداسازی مواد گازها) عموما تجربی است. زیرا هنوز هیچ راهی جهت پیش بینی بهترین روش برای جداسازی مواد اجسام مگر در چند مورد ساده وجود ندارد. در ابتدا روش‌های ساده‌تر مانند کروماتوگرافی کاغذی و لایه نازک امتحان می‌شوند. زیرا این روش‌ها در صورتی که مستقیما قادر به جداسازی مواد نباشند نوع سیستم کروماتوگرافی را که جداسازی مواد بوسیله آن باید صورت بگیرد، مشخص می‌کنند آنگاه در صورت لزوم از روش‌های پیچیده‌تر استفاده می‌شود. از فهرست زیر می‌توان به عنوان یک راهنمای تقریبی استفاده کرد‌.

 در جداسازی‌های مشکل وقتی که روش‌های ساده فاقد کارایی لازم هستند روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HELC) می تواند جوابگو باشد.

 GC

کروماتوگرافی کاغذ gas

chromatography
فاز ساکن یک مایع است که بر سطح مواد جامد بی اثر پوشش داده شده و درون یک ستون فرار دارد. فاز متحرک نیز یک گاز است.

این کروماتوگرافی به دستگاه نیاز دارد. این دستگاه شامل:

سیلندر گاز بی اثر (Ne _ He)/ ستون جداسازی(separation column) / محل تزریق نمونه(injection port) / اشکارساز (detector) / ثبات (recorder) / هیتر / ترموستات

ستون گاهی چند متر است بنابراین انرا مارپیچ می سازند. محل تزریق و ستون باید گرم شود تا نمونه نیز بخار شده همرا گاز حرکت کند برای از هیتر استفاده می شود. نمونه های جدا شده یکی یکی به اشکارساز میرسند که به صورت یک پیک یا قله در ثبات نشان داده می شود.


زمانی که طول میکشد تا max مقدار جسم از ستون خارج شود را زمان بازداری گویند. حجمی از فاز متحرک که باعث می شود max جسم خارج شود را نیز حجم بازداری می گویند.

V=FT

که F سرعت عبور است.

مقادیر V و T از خصوصیات یک ماده اند و در شرایط ثابت (گاز- دما- فشار-فاز ساکن-طول ستون- اشکارساز و...) ثابت هستند و ارتفاع پیک یا سطح زیر پیک به غلظت بستگی دارد, بنابراین می توان هم تجزیه ی کمی و هم کیفی را انجام داد.

 ترموگراويمتري ) ) Thermo gravimetric Analyzer روشي براي مطالعه سينتيكي بسياري از واكنش هاي گاز - جامد است و داده هاي بدست آمده از آن براي طراحي هاي بنيادي در صنعت مورد استفاده قرار مي گيرد . در بعضي از فرآيند هاي مهم متالورژي استخراجي از گازهاي خورنده اي مانند F2 و Cl2استفاده مي شود . اين موضوع باعث محدوديت در استفاده از دستگاههاي مرسوم TG مي گردد . بنابراين براي انجام آزمايش در اين گونه موارد بايد دستگا ه خاصي كه در مقابل دماي بالا و گازهاي خورنده مقاوم باشد طراحي گردد . در اين مقاله مراحل طراحي و پارامترهاي مورد استفاده در طراحي يك دستگاه TGA كه قابليت كار در محيط هاي شديدا خورنده و دما بالا ) ºC 700-1000 ) را دارد، بيان مي گردد . اين دستگاه با دقت ۱۰ / ۰ گرم تغييرات وزني نمونه را مورد بررسي قرار مي دهد و مي توان براي انجام واكنش كربوكلريناسيون اكسيد هاي ديرگدازي مانند : TiO2 ، Al2O3 و ZrO2 از آن استفاده نمود . هدف اصلي از طراحي دستگاه، بررسي فرآيند كربوكلريناسيون اكسيد زير كونيم بوده كه آزمايشات مربوط به آن در حال انجام است . اين مقاله اثرات شناوري و جريان گاز بر روي نمودارهاي بدست آمده از اين دستگاه ) ) TGA را كه تاثير بسياري بر روي دقت داده هاي سينتيكي فرآيند دارد مورد بررسي قرار مي دهد .

كلمات كليدي:

TGA ، كربوكلريناسيون ، دي اكسيدزيركونيم ، كاليبراسيون ، طراحي

دستگاه DSC 

يكي از بهترين و فعالترين روشها براي بررسي رفتار گرمايي مواد، استفاده از گرماسنجي روبشي تفاضلي (DSC) مي باشد. در اين روش نمونه در معرض تغيير دماي كنترل شده اي قرار مي گيرد و چگونگي تغيير خواص فيزيكي آن بعنوان تابعي از دما بطور پيوسته اندازه گيري مي شود.

 روشهاي DSC در مطالعه و بررسي سيستمهاي پليمري و همچنين در صنايع پلاستيك و غذايي داراي كاربردهاي بسيار متنوعي دارند. براي مثال در اندازه گيري دماي انتقال شيشه اي، نقطه ذوب، دماي تجزيه، گرماي انحلال، انرژي فعالسازي و انرژيهاي انتقال حالت جامد روش مناسبي مي باشند، همچنين DSC در سنجش گرماي ويژه، ضريب رسانندگي گرمايي، ميزان خلوص نمونه هاي جامد و تعيين درجه بلورينگي نيز مورد استفاده قرار مي گيرد و علاوه بر آن مي تواند اطلاعاتي در زمينه سي نتيك وا كنشها فراهم آورد.

دستگاه DSC با مدل linseis-DSC L 63 ساخت كشور آلمان اخيرا“ در آزمايشگاه بيوپليمر راه اندازي گرديده است.

 دستگاه GPC

با مدل MA01757US.A , Waters يك نوع دستگاه كروماتوگرافي مايع با دتكتور RI مي باشد و براي اندازه گيري جرم مولكولي پليمرها بكار مي رود. دستگاه تك حلاله بوده (515) و با فلوي 0/001 ml تا 9 ml در دقيقه كار مي كند.

 دتكتور دستگاه با سنجش ضريب شكست، غلظت ماده تزريقي را مشخص مي كند.

 خروجي دستگاه بصورت طيف مي باشد.

 هيترستون از 5 درجه بالاتر از دماي محيط تا 990ْ C قابل تنظيم بوده و از چهارنوع ستون مي توان استفاده كرد.

 دستگاه FT-IR 

دستگاه FT-IR دانشكده شيمي, مدلTensor 27 از كارخانه Bruker مي‌باشد و امكان طيف‌گيري از نمونه‌هاي جامد، مايع، ويسكوز و يا به صورت فيلم را دارد. براي آماده‌سازي نمونه‌هاي جامد ابتدا اين نمونه‌ها به نسبت يك به صد با KBr خالص به صورت پودر كاملا“ يكنواخت در آورده شده و سپس با استفاده از دستگاه پرس قرص شفافي از پودر مذكور تهيه مي‌شود سپس اين قرص در سل مخصوص قرار داده شده و طيف آن گرفته مي‌شود. براي طيف‌گيري از نمونه‌هاي مايع خالص, يك قطره از نمونه, وسط دو تا سل KBr قرار داده شده و طيف‌گيري انجام مي‌گيرد. طيف‌هاي حاصل چاپ شده و جهت تفسير در اختيار قرار مي‌گيرد. متخصصين دانشكده مي توانند در امر تفسر طيغهاي حاصله نيز همكاري نمايند.

 واحد پژوهش تجزیه های دستگاهی

 1- آزمایشگاه میکروسکوپ الکترونی وآنالیز تصویری

کاربرد این دستگاه در بررسی خواص سطح جامدات بوده و ضمن بررسی مورفولوژیکی سطوح مختلف قادر است بعضی از خواص سطح را اندازه گیری کرده و نمودار این اندازه گیریها را نسبت به پارامترهای مختلف رسم نماید.

ساختار فیزیکی سطوح ، نحوه قرارگیری این ساختار،تغییرات بوجود آمده و .... در زمره بررسی های این دستگاه میباشد. خواص قابل اندازه گیری سطوح مواد جامد شامل اندازه گیری و توزیع ذرات ، اندازه گیری و تزیع طول و قطر الیاف ، اندازه گیری و توزیع خلل و فرج سطوح، اندازه گیری و توزیع ترک های ایجاد شده، اندازه گیری و توزیع grain، اندازه گیری و توزیع فازهای تشکیل شده در ابعاد نانومتر می باشد.

 1-دستگاه میکروسکوپ الکترونی روبشی مدل S360 و مجهز به سیستم های آنالیز WDS و EDS

2-دستگاه آنالیز تصویری - Image Analyzer 0

3- دستگاه پوشش - Coating

 خدمات آزمایشگاهی:

1- بررسی سطوح فلزات نمونه های معدنی و گیاهی دربزرگنمایی های مختلف

2- آنالیز کیفی و نیمه کمی سطوح فلزی ، شیمیایی و معدنی

3-آنالیز کیفی و نیمه کمی نقطه ای نمونه ها

4- کاربرد تکنیک Dotmap و Limescan برای تعیین توزیع عناصر درمقاطع خطی و سطحی برروی سطح نمونه

5- آنالیز سطوح دردمای بین 150تا227

6- بررسی سطوح زیست شناختی

7- بررسی فازهای سطوح بااستفاده ازآشکارگر برگشت الکترونی

8-بررسی سطوح نمونه های میکروسکوپی بااستفاده ازمیکروسکوپ انعکاس نوری و رنگ طبیعی

9- استفاده ازدوربین تلویزیون جهت بررسی نمونه های Microviewer

10- آنالیز سطوح ازنظر متغیرهای ابعادی نمونه ، مانند سطوح، طول و عرض

 2- آزمایشگاه دیفراکتومتری اشعه ایکس - XRD

آزمایشگاه مجهز به دستگاه دیفراکتومتری پودری اشعه ي است. این آزمایشگاه توانایی شناسایی کیفی و نیمه کیفی نمونه های جامد کریستالی را دارا می باشد. همچنین تعیین ذرات (crytallite size)، درصد بلوریت (crystallinity) و درصد انبوه شدگی (agglomeration) با استفاده از نرم افزار APD و PDF انجام می گیرد.

 3- آزمایشگاه فلورسانس اشعه ایکس - XRF

 آزمایشگاه مجهز به دستگاههای WDX و EDX بوده وقابلیت اندازه گیری عناصر از سدیم تا اورانیم را در نمونه های جامد و مایع مشتمل بر فلزات، کانیها، رسوبات، مواد افزودنی به روغنهای موتور و صنعتی، کودهای شیمیایی، رنگها، مواد آلاینده محیط زیست ، مایعات نفتی، کاتلالیست ها و مواد پلیمری را دارا می باشد.

 آزمایشگاه کروماتوگرافی گازی

آشکارسازهای مختلف شامل آشکارساز هدایت گرمایی، آشکارسازیونیزاسیون شعلهای، اشکارساز نیتروژن فسفره، آشکارساز الکترون گیر، آشکارساز نورسنجی شعلهای، ستونهای انباشته و موئین با فازهای مایع و جامد مختلف و امکان تهیه ستونهای انباشته با فازهای ساکن مختلف.

 5- آزمایشگاه کروماتوگرافی مایع

امکانات آزمایشگاهی:

1- دستگاههای HPLC مجهز به سیستم برنامه ریزی برای استفاده ازیک نوع حلال

2-آشکارگرهای مختلف شامل : فلوررسانس ، ماوراء بنفش، هدایت سنجی ، الکتروشیمیایی و ضریب شکست

3-ستونهای فازنرمال و فازمعکوس

خدمات آزمایشگاهی:

1- اندازه گیری کربوهیدراتهای ( گلوکز و ساکارز و غیره)

2- اندازه گیری ترکیبات پلی آروماتیک درهوا، آب و نفت

3- اندازه گیری کلیه مواد شیمیایی که با HPLCقابل انجام است (بااستفاده ازستونهای فاز معکوس و فازنرمال)

 6- آزمایشگاه تشدید مغناطیسی هسته ای (NMR)

آزمایشگاه شامل دستگاههای FTIR (مادون قرمز)، ماورای بنفش (UV/VIS/NIR)، فلورانس، رزونانس مغناطیس هسته ای (FT-NMR)،کروماتوگرافی گازی /طیف سنجی جرمی (قطاع مغناطیسی، چهار قطبی و تله یونی)

خدمات علمی:

1-استخراج مواد به روش استخراج مایع-مایع، استخراج با فاز جامد و کروماتوگرافی ستونی

2- طیف گیری و عمل جستجوی کتابخانه ای ویا تفسیر طیفهای مربوطه

3- آنالیز کیفی و کمی مواد

 7-آزمایشگاه طیف سنجی جرمی

امکانات آزمایشگاهی:

1- دستگاه GC-MS مدل مغناطیسی ازنوع تفکیک بالا (High Resolution) مدل 8430

2- دستگاهGC - MS - DSازنوع چهارقطبی (Quadrapole) مدل Incos50

3- دستگاه GC-MS ازنوع تله یونی (Ion Trap)

خدمات آزمایشگاهی:

1- تعیین جرم مولکولی ترکیبات آلی و آلی فلزی

2- جداسازی و شناسایی مخلوط های پیچیده ازقبیل برشهای نفت خام، ذغال سنگ و غیره..

3- جداسازی و شناسایی اسانس های معطره (Esential Oil)

4- تفسیر ترکیبات آلی

5- طیف گیری به روش CI , EI

 8-آزمایشگاه طیف سنجی مادون قرمز ، ماوراء بنفش و فلورسانس

امکانات آزمایشگاهی:

1- دستگاه IR, FT - IR معمولی

2- دستگاه UV/VIS/NIR

3- دستگاه طیف نورسنجی فلورسانسی(Flourephotometer)

خدمات آزمایشگاهی:

1- تهیه طیف جستاری مادون قرمز و تهیه طیف میکروسکوپی مادون قرمز انواع نمونه های

2- شناسایی و اندازه گیری کمی مواد آلی نمونه های ارجاع شده به آزمایشگاه با استفاده ازدستگاههای IR معمولی NIR , UV/VIS , FT - IR

3- تهیه طیف IR معمولی

4- بررسی سینتیک واکنشهای شیمیایی درمقطع پروژه های کارشناسی ارشد

5- تهیه طیف فلورسانس

6- تهیه طیف ماوراء بنفش و مریی ومادون قرمز نزدیک

 

 

لینک


دانشگاه های خارجی

آدرس سایت

دانشگاه های کشور آلمان

 

http://www.allaboutcollege.com/colleges/europe/germany.htm

 

دانشگاه های کشور تایلند

 

http://www.allaboutcollege.com/colleges/asia/thailand.htm

 

دانشگاه های کشور ایتالیا

 

http://www.allaboutcollege.com/colleges/europe/italy.htm

 

دانشگاه های کشور تایوان

 

http://www.allaboutcollege.com/colleges/asia/taiwan.htm

دانشگاه های کشور فرانسه

 

http://www.allaboutcollege.com/colleges/europe/france.htm

 

دانشگاه های کشور کره

 

http://www.allaboutcollege.com/colleges/asia/korea.htm

دانشگاه های کشور اتریش

 

http://www.allaboutcollege.com/colleges/europe/austria.htm

 

دانشگاه های کشور سوئد

 

http://www.allaboutcollege.com/colleges/europe/sweden.htm

 

دانشگاه های کشور هلند

 

http://www.allaboutcollege.com/colleges/europe/netherlands.htm

 

دانشگاه های کشور یونان

 

http://www.allaboutcollege.com/colleges/europe/greece.htm

 

دانشگاه های کشور پرتغا ل

 

http://www.allaboutcollege.com/colleges/europe/portugal.htm

 

دانشگاه های کشور ایرلند

 

http://www.allaboutcollege.com/colleges/europe/ireland.htm

 

دانشگاه کمبریج

 

http://www.cam.ac.uk

 

دانشگاه استنفورد

 

http://www.stanford.edu

 

دانشگاه توکیو

 

http://www.u-tokyo.ac.jp

 

دانشگاه کلگری

 

http://www.ucalgary.ca

 

دانشگاه MIT

http://www.mit.edu

 

 

لینک


  صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
مرداد 1387

پیوندها
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
فروشگاه اینترنتی
:: طراح قالب::


  RSS  
پرشین وبلاگ


www.irLearn.com